گیاهان دارویی

کنترل بیماری های دستگاه گوارش با استفاده از گیاهان دارویی جایگزین آنتی بیوتیک

مقدمه

استفاده از آنتی بیوتیک هابه مقادیر کم باعث توقف رشد باکتری ،جلوگیری از شیوع بیماری وافزایش سرعت رشد در حیوانات می شود.درسالهای اخیر، استفاده از آنتی بیوتیک ها در کشورهای اروپایی، ممنوع شده است. دلیل این ممنوعیت ایجاد سویه های باکتریایی مقاوم به آنتی بیوتیک  و انتقال این مقاومت به دیگر سویه های باکتریایی می باشد عدم امکان درمان موفقیت آمیز با آنتی بیوتیک ها برای  باکتری های مقاوم بیماری زای انسانی درنتیجه،تولید ترکیبات جایگزین آنتی بیوتیک با هدف حفظ سلامت روده وبهبود عملکرد حیوان مورد توجه قرار گرفته است.از آنجایی که متابولیت های ناشی از تولیدات گیاهی دارای خصوصیات ضدمیکروبی وضدانگلی قابل توجهی علیه طیف وسیعی ازعوامل بیماری زا هستند،ترکیبات آروماتیک استخراج شده از گیاه ودیگر تولیدات گیاهی می تواند به عنوان یکی از جایگزین های مناسب برای آنتی بیوتیک هاموردتوجه قرارگیرد.

گیاهان آروماتیک به دلیل دارابودن خواص محافظت کننده،دارویی وایجاد عطر وطعم درغذا اززمان های بسیار قدیم مورد استفاده قرار می گرفته است.بقراط پدرعلم پزشکی عصاره های گیاهی راجهت درمان بیماران وبه عنوان آفت کش استفاده می کرده است. قرن ها،گیاهان آروماتیک به عنوان گیاهان دارویی وچاشنی شناخته  شده اند به طوری که اسانس های گیاهی وعصاره آنها به عنوان داروهای طبیعی درطب سنتی ودامی مورد استفاده قرار گرفته است.

عوامل عمده تهدید کننده جوجه های گوشتی پس از قطع مصرف آنتی بیوتیک های محرک رشد

بیماریهای روده ای

بیماری های روده ای به دلیل  کاهش تولید،افزایش تلفات،کاهش امنیت زیستی طیور وافزایش آلودگی فرآورده های طیور به باکتری های بیماری زا وسموم ناشی از آن ،از اهمیت ویژه ای در پرورش طیور صنعتی برخوردارند به طور کلی سه بیماری  روده ای  اصلی که سلامت وعملکرد جوجه های گوشتی را تحت تاًثیر قرارمی دهند شامل:کوکسیدیوز،تورم روده ای نکروتیک وعفونت های ناشی از باکتریهای گرم منفی می باشند.داروهای ضدکوکسیدیوز(آنتی بیوتیک های یونوفور)وآنتی بیوتیک های محرک رشد به طور موًثری جوجه های گوشتی را دربرابر دو بیماری اول محافظت می کنند

کوکسیدیوزدرطیور

مهمترین عامل ضرراقتصادی در صنعت طیور در جهان ،کوکسیدیوز می باشد که ناشی از رشد پروتوزواهای متعلق به خانواده ایمریااست.هفت گونه از ایمریاها شامل ایمریا آسرولینا،ایمریا برونتی،ایمریا ماکسیما،ایمریا میتیس،ایمریا نکاتریس،ایمریا پراککس،وایمریا تنلابه عنوان عوامل موًثردرایجاد کوکسیدیوز طیور شناخته شده اند.گونه های ایمریا آسرولینا،ماکسیماوتنلا به علت شیوع بیشتر درگله های گوشتی ،بیماری زایی ویا تاًثیر بیشتر برسیستم ایمنی از اهمیت ویژهای برخوردار هستند.

از اثرات زیانبار این بیماری ،کاهش سرعت رشد،افزایش تلفات وضریب تبدیل غذایی می باشد جوجه های گوشتی تجاری به دلیل پرورش متراکم ،استفاده ازبسترضخیم وعدم تمایل به استفاده ازبستر نسبت به کوکسیدیوزحساس هستند.کوکسید واستات های اضافه شده به خوراک شامل گروه های پلی اتر (یونوفرها) از داروهای شیمیایی ،سولفانامیدها،مشتقات پیریمید ین،تر یازین تروینز،وبنزن استونیتریل می باشد. بهرحال،موضوعات قابل توجهی درمورد بقایای کوکسیدواستاتی در گوشت طیورومقاومت کوکسیدیایی به ترکیبات کوکسیدواستاتی وجود دارد.

تورم روده ای نکروتیک

از بیماری های شناخته شده در دنیا می باشد. ومیزان تلفات آن ممکن است به بیش از یک درصد در روز و30درصد درکل دوره پرورش برسد. عامل موًثر درتورم روده ای نکروتیک ،کلستریدیوم  پرفرینژنز نوع Aیا C.این باکتری،بی هوازی ،گرم مثبت،تولید کننده اسپور،دارای قدرت تقسیم بالا وتولید کننده سم بوده که درخاک ،گردوغبار،مدفوع،غذا،بستر طیور ومحتویات دستگاه گوارش آن پیدا می شود .این بیماری معمولاٌدرجوجه های گوشتی درسنین 6-2هفتگی اتفاق می افتد که علائم آن شروع ناگهانی اسهال ونکروز مخاط ناشی از رشد بیش از حد کلستریدیوم پرفرینژنز در روده کوچک است برضریب تبدیل غذایی،وزن کشتار اثر منفی داشته وباعث افزایش آلودگی لاشه ناشی از کلستریدیوم پرفرینژنز می شود

این میکروب از طریق مدفوع ومحتویات روده به واحد های مرغداری وگشتارگاه ها منتقل می شوداگرچه کلستریدیوم پرفرینژنزعامل اصلی تورم روده ای نکروتیک است ولی عوامل کمک کننده دیگری ازقبیل ترکیب فیزیکی وشیمیایی جیره درشیوع تورم روده ای نکروتیک موًثرهستند

جیره های حاوی دانه  های غلات که دارای ترکیبات غنی از پلی ساکارید های غیر نشاسته ای (NSP)وپروتئین های دارای منشاءحیوانی هستند باعث توسعه تورم روده ای نکروتیک می شوندگزارش شده است که با مصرف 40درصد پروتئین  خام درجیره حاوی پودر ماهی،کلستریدیوم پرفرینژنزبه طور معنی داری افزایش پیدا کرد درحالی که تعدادکلستریدیوم پرفرینژنز در ایلئوم پرندگان تغذیه شده با کنسانتره حاوی پروتئین سویا کمتر بود.همچنین همبستگی مثبت

ارتباط بین برخی اسید های آمینه ورشد کلستریدیوم پرفرینژنز،تولید-  توکسین یا هردو در مطالعات آزمایشگاهی  گزارش شده است. انتظار می رود که وقوع تورم روده ای نکروتیک  با ممنوعیت در استفاده از آنتی بیوتیک ها افزایش یابد لذا موارد جایگزین برای کنترل این بیماری از قبل مورد جستجوقرار گرفته  است.

گیاهان دارویی ،عصاره واسانس های آن

گیاهان دارویی در دامنه وسیعی از شرایط محیطی رشد می کنندامروزه تمایل زیادی برای تحقیق در مورد خصوصیات گیاهان دارویی وجود دارد. برای این منظور از گیاهان دارویی به شکل گیاه کامل تازه یا خشک ،قسمت های خاصی از گیاه یا عصاره آنها درتغذیه حیوانات استفاده شده است خصوصیات ضد میکروبی گیاهان دارویی تا حدی به اسانس های آنها نسبت داده می شود.عصاره گیاهان دارویی با روشهای مختلفی با استفاده از حلالهای متنوعی از قبیل اتانول،متانول،تولوئن ویا دیگر حلالهای آلی صورت می گیرد .اسانس های گیاهی با روش های متنوع  دیگری (شامل تقطیر آب یا بخار)از قسمت های مختلف گیاهان دارویی استخراج می شود و اصطلاح «روغن فرار»به جای آن پیشنهاد شده است. فعالیت بیولوژیکی اسانس های گیاهی ناشی ازترکیبات فرار وغیر فرار با پیوند گلیکوزیدی است که بعد از واکنش های آنزیمی وهیدرولیتیکی آزاد می شوند. بیشتر اسانس های گیاهی که از طریق روش تقطیربخار بدست می آیند،ترکیبات فنولیک هستند یکی از مهمترین آنها فلاونوئیدها هستند.این ترکیبات را می توان به زیر گروه های زیر تقسیم کرد :فلاون ها یا فلاونون ها ،آنتوسیانین ها وکاتچین ها یا فلا ونولها.در گیاهان معمولا فلا ونوئیدها با قندهای متنوعی تشکیل کمپلکس هایی به نام گلیکوزیدها را می دهند. فنل ها دارای فعالیت ضد میکروبی وضد قارچ می باشند. این ترکیبات همچنین دارای فعالیت ضد انگلی بر علیه انگل های روده ای هستند. مطالعات متعددی نشان داده است که تاتن ها،دسته دیگری از «ترکیبات فنولیک»هستند که دارای اثرات مستقیم ضد انگلی برنماتودهای دستگاه گوارش نشخوارکنندگان می باشد.

اسانس های گیاهی دارای ترکیبات متنوعی هستند. برای مثال غلظت دو ترکیب غالب موجود در اسانس های آویشن شامل تیمول وکارواکرول دارای دامنه بین کمتراز3وبیش از60درصد کل اسانس است.تنوع مشابهی را دراسانس های گیاهی مرزن جوش می توان دید وشامل بیش از 30ترکیب است که بیشتر آنها ترکیبات فنولیک با فعالیت های متنوع هستند.کارواکرول وتیمول ترکیبات اصلی این اسانس بوده و78تا82درصد کل اسانس را در برمی گیرند.اثرات استفاده از اسانس مرزن جوش متغییر بوده واین تنوع ناشی ازجزاءتشکیل دهنده واثرات متقابل آنها می باشد.

نحوه عمل گیاهان دارویی وعصاره آنها

گیاهان دارویی وعصاره آنها داری فعالیتهای زیستی متنوعی از قبیل خاصیت ضد میکروبی ،ضد انگلی ضدویروسی وخواص آنتی اکسیدانی در طیور هستند.آنها همچنین باعث تحریک سیستم ایمنی وهورمونی می شوند.تحقیقات نشان داده که اجزای گیاهی دارای اثرات مفید بر روی محیط روده ومیکروفلورای آن دارند.اسانس های گیاهی دارای نقش تحریک کننده آنزیم ها گوارشی بوده وممکن است بر روی متابولیسم چربی وهضم آن تاًثیر بگذارند.

مکانیسم عمل ضد میکروبی اسانس های گیاهی ناشی از خواص چربی دوستی اسانس های گیاهی وساختار شیمیایی آنها می باشد که باعث تخریب غشاء خارج سلولی باکتری وخروج محتویات آن می شوند. گزارش شده است که ترکیبات فنلی باخاصیت ضد میکروبی شناخته شده اند واز آنجائی که بافت هدف آنها دیواره سلولی باکتری است،بر ساختار دیواره سلولی اثر می گذارند .آنها با تغییر نفوذ پذیری برای یونهایی مانندH+وk+برروی غشاءسیتوپلاسمی تاًثیر می گذاردند. کاهش گرادیان یونی منجر به تخریب فرایند های ضروری سلول شده وامکان تراوش اجزاءسلولی را فراهم نموده وسبب عدم تعادل مایعات ،تخریب غشاء،جلوگیری ازسنتزATPودرنهایت مرگ سلولی می شود.

پیشنهاد شده است که تر پنوئیدها وفنیل پروپانوئیدها به خاطر داشتن خصوصیات چربی دوستی می توانند به داخل غشاءسلول باکتری نفوذ نمایند.اتصال به غشاء یا نفوذ به داخل آن نیز یکی از مهمترین مدل های فعالیت آنها است،که با عث افزایش نفوذ پذیری وتراوش اجزاءضروری داخل سلول به بیرون ودرنهایت تخریب سیستم های آنزیمی باکتری می گردد.

اثرات پری بیوتیکی گیاهان دارویی

پری بیوتیک ها از اجزاء خوراک بوده ، می توان برای دستکاری اکوسیستم روده جوجه های گوشتی به کاربرد از طریق تحریک انتخابی رشد وفعالیت باکتریهای مفید موجود در دستگاه گوارش اثرات  مفیدی را برای حیوان میزبان ایجاد می نمایند.پری بیوتیک ها غالباٌ پلی ساکارید های شامل فروکتوز، اینولین، ترانس گالاکتو، گلوکو، لاکتو لوز،لاکتیتول، مالتو، زالیو،استاکیوز، رافینوز، وسوکروز  اولیگوساکارید می باشد. اولیگوساکارید ها معرف دسته متنوعی از ماکرومولکول های بزرگ هستند که به طور گسترده در طبیعت،در گیاهان دارویی وادویه ها وجود دارند.

پری بیوتیک ها به دلیل توانایی افزایش رشد جمعیت لا کتوباسیلوس ها وبیفیدوباکتریوم های روده که برای سلامتی مفید هستند شناخته شده اند.مطالعات  بر روی موش ها نشان داده است که فروکتوالیگوساکاریدها باعث افزایش نسبت  اسید بوتیریک ودر نهایت منجر به تحریک جذ ب  آب وسدیم ،تعدیل حرکات روده ای ،افزایش جذب کلسیم ،منیزیم وآهن وافزایش ذخایر کلسیم استخوان می شود.هنوز گزارشی در مورد مورد اینکه آیا گیاهان دارویی دارای اثرات پری بیوتیکی در خلال بیماری تورم روده ای نکروتیک یا کوکسیدیوز هستند یا نه وجود ندارد.

نتیجه گیری

فرضیه پرورش جوجه های گوشتی بدون استفاده از آنتی بیوتیک وکوکسیدواستات ها مساًله جدیدی نیست. مطالعات مهم بر روی تولیدات گیاهی فعال لازم است تا نقایص موجود در تجزیه ،دسترسی وعملکرد مولکولی همراه با آزمایشات کلینیکی وخوراک دهی را بپوشاند. دانش واقعی از اثر این مواد بر روی سلامتی انسان وحیوان ،افزایش تولید محصول ومدیریت کیفیت تنها از طریق شیوه های مدیریت چندگانه میسر است. محصولات گیاهی باید با همکاری متخصصین دامپزشک ،داروشناس،شیمی دان گیاهی وشریک صنعتی مرتبط توسعه یابد. مشتری بعنوان آخرین مصرف کننده انتظار بی خطر بودن وسلامت محصول را دارد بنابراین جایگزینی روش درمانی رایج با تولیدات طبیعی که عموماٌ بی خطر شناخته شده اند باید به اثبات برسد.

مطالعات مزرعه ای با مقیاس های بزرگ به منظور تحقیق بر روی فعالیت مواد فعال مختلف ،افزودن سطوح مختلف این مواد در خوراک وبررسی بازده آنها علیه بیماری های روده مورد نیاز است .گیاهان ،عصاره آنها ودرنتیجه فراورده های گیاهی می توانند بعنوان جایگزین محرک های رشد اثرات ویژه ا ی را بر روی میکروفلور روده ،به خصوص باکتری ها ،پروتوزاها وهمچنین عملکرد حیوان داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ساعت ۲۱:۳۹ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

بیان بیش از حد ژن دهیدرین tas14 ، تنش اسمزی اعمال شده توسط شوری و خشکی در گوجه فرنگی را بهبود می بخشد

تنش­های غیرزنده مانند شوری و خشکی محدودیت شدیدی در تولید مواد غذایی را تحمیل می کنند. خشکی تنش غیرزنده مهمی است که بخش کشاورزی را در 45 درصد از جهان تحت تاثیر قرار داده است (فولاد، 2007) و کاهش عملکرد توسط شوری تا 20 درصد برآورد شده است (اشرف و همکاران، 2008). مشکل در حال رشد است، به طوری که جدا از شوری طبیعی، بخش قابل توجهی از زمین های کشاورزی به تازگی به زمین های شور تبدیل شده است. اگر چه تحمل تنشهای خشکی و نمک صفت بسیار پیچیده ای است، توسعه گیاهان زراعی متحمل به تنش به جهت رویارویی با تقاضای رو به رشد مواد غذایی از طریق کشاورزی پایدار حیاتی است(Cuartero et al., 2010; Hirayama and Shinozaki, 2010). تنشهای خشکی و نمک، تنشهای فیزیولوژیکی اسمزی معمولی هستند.

کاهش آب در دسترس خاک تحت تنش خشکی یا کاهش پتانسیل آب محلول خاک تحت شوری علت تنش اسمزی است که منجر به کاهش جذب آب و از دست دادن فشار تورگور می شود. اثر متفاوت ناشی از شوری، اثر سمی ناشی از جذب ریشه و انتقال بخش هوایی یون های شور است (Munns و تستر، 2008) است. با توجه به ارزش اقتصادی گوجه فرنگی، مکانیسم پاسخ به این تنش غیرزنده در این گونه باغبانی به خوبی مشخص نیست، و تعداد بسیار کمی از ژنها در تحمل گوجه فرنگی به شوری و خشکی نقش دارند که تاکنون شناسایی شده است (Atares همکاران و همکاران، 2011؛.. پیندا و همکاران، 2012). با این حال، به سبب گزارش های متعدد از بهبود تحمل توسط بیان بالای ژن های مختلف، مکانیسم های زیر بنایی افزایش تحمل در اغلب موارد نامشخص باقی می ماند.

بنابراین، به منظور روشن کردن نقش آنتی ریپورتر AtNHX1، Leidi و همکاران. (2010) مطالعه بسیار مهمی انجام دادند که در نهایت نشان می دهد که گیاهان گوجه فرنگی با بیان بالای ژن AtNHX1 تجمع پتاسیم بیشتری در واکوئل در تمام شرایط رشد مورد آزمایش داشتند، اما هیچ افزایش مداومی از تجمع سدیم نبود، همانطور که قبلا پیشنهاد شده بود (پاردو و همکاران، 2006).

یک استراتژی برای افزایش سطح خشکی و شوری، انتقال ژن کدکننده انواع مختلف پروتئین های درگیر با پاسخ مولکولی به تنشهای غیرزنده، مانند محافظت کننده های اسمزی، چپرون ها، آنزیمهای سم زدایی، فاکتورهای رونویسی و پروتئینهای انتقال سیگنال (کیناز و فسفاتازها)، پروتئینهای شک گرمایی (HSPs) و پروتئینهای  در فراوانی اواخر جنین زایی(LEA) است (Campalans و همکاران، 1999؛.. Capiati و همکاران، 2006؛. Khurana و همکاران، 2008؛ Orsini و همکاران، 2010؛ Amudha و Balasubramani، 2011).

پروتئینهای LEA یک بالاخانواده از پروتئینها هستند که برای اولین بار در مرحله بلوغ از جنین زایی پنبه تشخیص داده شدند که در مرحله ایجاد تحمل خشکی در جنین وجود دارند، زمانی که آنها در غلظت های بالا تجمع می یابند، یک ویژگی است که از نام آنها بر می خیزد (Dure و Chlan، 1981؛ Dure و Galau، 1981). این گروه از پروتئین های بسیار آبدوست هستند که به طور قابل توجهی در طول کمبود آب و یا تنش دمای پایین در اندامهای رویشی افزایش می یابند، که نشان دهنده نقش محافظتی در طول مدت کمبود آب است (Bies-Etheve et al., 2008; Popelka et al.,2010))، هر چند عملکرد دقیق و مکانیسم عمل آن حتی پس از گذشت بیست سال از کشفش، هنوز هم پنهان است (Battaglia و همکاران، 2008؛. Khurana و همکاران، 2008).

برخی از پروتئین های LEA مورد مطالعه در گیاهان عالی از گروه 2 یا دهیدرین ها هستند (ژانگ و همکاران، 2007؛. Veeranagamallaiah و همکاران، 2011). مطالعاتی چند از اعضای خاصی این گروه 2 از پروتئینهای LEA وجود دارد که تجمعشان را در طول خشک شدن دانه و در پاسخ به کمبود آب ناشی از خشکی، دمای پایین، یا شوری تایید می کند ((Ismail et al., 1999; Nylander et al., 2001)). از آنجا که بیان دهیدرین ها به طور قابل توجهی از تنشهای غیرزنده مانند خشکی، سرما و شوری بالا ناشی می شود، پیشنهاد شده است که رابطه مثبتی بین بیان دهیدرین و تحمل تنش غیرزنده در گیاهان وجود دارد (Saavedra از همکاران 2006، وجود دارد؛ Brini و همکاران. ، 2007). دهیدرین TAS14 جدا شد و در گوجه فرنگی مشخص شد (گودوی و همکاران، 1990). این ژن در نهال گوجه فرنگی و گیاهان بالغ تحت تنش اسمزی (سدیم کلراید و مانیتول) و اسید آبسزیک (ABA) القا شد (گودوی و همکاران، 1994)، اما نقش های فیزیولوژیکی که این ژن در طول تنشهای خشکی و نمک در گوجه فرنگی بازی می کند هنوز ناشناخته باقی مانده است.

به منظور مطالعه نقش ژن tas14 در گوجه فرنگی و تعیین اینکه آیا بیان آن تحمل شوری و خشکی را افزایش می دهد، ژن tas14 در گوجه فرنگی تحت کنترل پروموتور سازنده 35S از ویروس موزاییک گل­کلم (35SCaMV) منتقل شد و رشد و واکنش های فیزیولوژیکی به شوری و خشکی حاصل در گیاهان گوجه فرنگی تراریخت مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمایشات مختلف شرح داده شده در این مقاله نشان می دهد که ژن tas14 نقش مهمی در طول تنش خشکی و نمک در گوجه فرنگی با استفاده از بهبود تحمل آن نسبت به تنش اسمزی اعمال شده توسط هر دو تنش غیرزنده ایفا می کند.

مطالعات متعدد استفاده از بیان و بیان نابجای دهیدرین قبلا منتشر شده است. به عنوان مثال، بیان بالای دهیدرین های آرابیدوبیس چندگانه در گیاهان نشان دهنده افزایش تحمل انجماد و بهبود بقا است، زمانی که در شرایط تنش دمای پایین قرار می گیرند (Puhakainen و همکاران، 2004). همچنین، در بیان نابجای دهیدرین گندم (DHN-5) در گیاهان آرابیدوبسیس، تحمل به شوری بالا و کمبود آب (Brini و همکاران، 2007) بهبود یافته است. با توجه به دهیدرینهای گوجه فرنگی، یک مطالعه از بیان نابجا در مخمر یکی از آنها (LE4) انجام شد (ژانگ و همکاران همکاران، 2000). این مطالعه نشان داد که مخمر تراریخته بر اثرات زیانبار تنش یونی و انجماد توسط تحمل به غلظت بالایی از محلول پتاسیم کلراید غلبه کرد، اما نه به سدیم کلراید و یا سوربیتول غلبه نکرد.

منبع:

Overexpression of dehydrin tas14 gene improves the osmotic stress imposed by drought and salinity in tomato. Journal of Plant Physiology 169 (2012) 459– 468

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ساعت ۲۱:۲۹ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

بر اساس محل قرار گرفتن سانترومر روی کروموزوم می­توان کروموزوم­ها را به صورت زیر دسته بندی نمود:

الف- متاسنتریک (Metacentric): سانترومر در قسمت میانی کروموزوم قرار دارد و آن را به دو بخش مساوی تقسیم کرده است.

ب- ساب­متاسنتریک (Submetacentric): دو بازوی کروموزومی نامساوی می­باشند.

ج- تلوسنتریک (Telocentric): سانترومر در قسمت انتهایی کروموزوم قرار دارد.

د- آکروسنتریک (Acrocentric) یا ساب­تلوسنتریک: سانترومر نزدیک به انتهای کروموزوم واقع است آنرا به دو بخش با یک بازوی بلند و یک بازوی کوتاه تقسیم می­کند

(امیدی و همکاران، 1390).

امیدی، م.، عالیشاه، ع. و سامان­فر، ب. 1390. سیتوژنتیک گیاهی. انتشارات دانشگاه تهران. تهران. 565 ص.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت ۱۴:۱۶ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

گیاه استویا نخستین بار در دره ریو ماندی RioMonday در شمال شرقی کشور پارگوئه شناخته شد اروپاییان در سال 1888 توسط برتونی با گیاه استویا آشنا شدند. اما این گیاه از 1500 سال پیش برای شیرین کردن نوشابه های دارویی به کار می رفته است.نام آن به زبان محلی گیاه شیرین  یا گیاه عسلی(Caáêhê)است (1-10). در سال 1964 برای اولین بار در پاراگوئه به صورت تجاری کشت شد ودر سال 1968 در ژاپن وسپس در کشورهای برزیل، مکزیک، کره، ایالات متحده آمریکا، اندونزی، تانزانیا، کانادا، ونزویلا و کلمبیاکشت شد( ( steven steviosoide sansonمهمترین کشورهای تولید کننده استویا : ژاپن، چین،تایوان، کره، برزیل، مالزی و پاراگوئه می باشند. 

استويا علاوه بر  9 تركيب گليكوزيدي  داراي تركيبات غير گليكوزيدي نظير ترپن ها، آسترونيولين، استيگما استرول ، دي ترپن هاي لبدانيك ، فلاونوئيد، تركيبات فنوليك هيدروكسي سيناميك اسيد ، زانتوفيلس، آلكالوييد، تانن ها، روغن هاي فرار، اسيدهاي چرب، سسكوي ترپن ها، هيدرو كربن هاي آليفاتيك، استروئيد، تري ترپن ها، آمينو اسيد و الكلها مي باشد . .تخمين زده مي شود كه استويوزيد و ريبوديوزيد 300-250 برابر شيرين تر از ساکارز است . ماده ی شیرین کننده استویا که به استویوزید معروف است. کالری زا نیست.و در کاهش میزان قند در  افراد ديابتي و  درمان فشار خون بالا  موثر است و همچنین به عنوان قند رژیمی از آن استفاده می شود و ثابت شده است كه برنامه هاي رژیمی با 5 درصد قند استويوزيد سرطان زا نيست و می تواند  در جایگزینی شیرین کننده های مصنوعی آسپارتام و سدیم ساخارین  و سیکلامات  به کار رود  بدون اینکه اثرات سوء شیرین  کننده های شیمیایی را داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت ۱۴:۹ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

چای کوهی   

چای کوهی، سنبله زیبا، چای چوپان،گل کوو(کردستان)، توهلجه(آذربایجان) و کرک گربه(الیگودرز در لرستان) نامهایی هستند که در مناطق مختلف کشور به گیاه S. lavandulifolia اطلاق می­شوند. این گیاه در ارتفاعات 1900 تا 3300 متری از سطح دریا، بصورت پراکنده و در مواردی بصورت لکه­های متراکم در سطوح کم رویش دارد. فراوانی این گونه در مناطق کم شیب و بویژه در یال­های مناطق کوهستانی بیشتر است. چای کوهی بطور کلی گیاهی پایا در بن چوبی،کوتاه،کرک دار و دارای ساقه­های متعدد به رنگ سبز یا کم و بیش متمایل به خاکستری می­باشد. ساقه در این گیاه متعدد، کرک­پوش وخزی، ایستاده یا خیزان به ارتفاع 25-6 سانتیمتر ، منشعب با شاخه­های ساده و برخی بارور و گل دار منتحی به گل­آذین با برگ­های تقریبا دسته­ای می­باشد.  برگ­ها بصورت ساقه­ای به ابعاد 8-4 ×30-15 میلی­متر، پهن و دراز و خطی، سرنیزه­ای در انتها کند و مدور ودر پایین باریک شده منتهی به دمبرگ با رگه­های برجسته موازی که برگ­ها در بخش گلدار ساقه(براکته­ها) بدون دمگلف تخم مرغی تا بیضوی و گمی بلندتر از کاسه گل می­باشند. گل­ها به رنگ صورتی، ارغوانی و بندرت سفید یا متمایل به زرد هستند. بعلاوه گلها مجتمع بصورت چرخه­های دارای 6-4 گل در هر گره بصورت گل­آذینی از چرخه­های نزدیک بهم بصورت خوشه بوده و براکته­های آن نخی، باریک و قابل دید است، کاسه گل لوله­ای، به طول 18-14 میلی­متربا تقسیمات پردار(پوشیده از کرک­پرهای بلند) به رنگ سبز تا بنفش تیره می­باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت ۱۴:۷ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

اهميت غذايي و دارويي نعناع

            نعناع به صورت برگهاي خوش عطر و طعم، جزء سبزي هاي خوردني به شمار مي آيد. معمولاً به طور خام خورده مي شود. برگ خشك شده و خرد شده آن چاشني برخي از غذاهاي ايراني است. این چاشنی بعد از وانیل و لیمو سومین چاشنی محسوب می شود (Maffei, 1990). از برگهاي نعناع، عرق نعناع گرفته مي شود كه يكي از معروفترين و سودمندترين عرقهاي گياهي به شمار مي آيد و خواص دارويي زيادي دارد. از نظر غذايي اسانس نعناع مقوي و داراي خاصيت تب بر، حساسیت زدا، دافع بوی بد، دافع امراض پوستی، معرق، درمان کننده ناراحتی های گوارشی، خلط آور، آرام بخش، ضد اضطراب، بادشكن، ضد تشنج، محرك، نيروبخش، كاهش دهنده تراوش هاي معده، مسكن درد و زخم معده و سوزش آن است (Duke et al., 2002; Smith et al., 2005). همچنین دم كردۀ آن جهت تقويت معده و روده توصيه مي شود. تحقیقات نشان داده شده که اسانس نعناع ضدعفوني كننده، ضد حشرات و ضد كرم مي باشد (Tassou et al., 2000; Bowen and Cubbin, 1992).

      منتول[1]و اسانس نعناع Cornmint، نعناع معمولي، نعناع ژاپني و بخصوص نعناع فلفلي به دليل تأثير بر روي سندروم روده تحريك پذير، خاصيت خنك كنندگي و تأثير بر تنفس، داراي ارزش دارويي و ضد ميكروبي است. منتول استخراج شده از M. suaveolens به عنوان ماده کاهش دهنده فشار خون از آن استفاده های فراوانی می شود (Bello et al., 2001; Arkawa et al., 1992; Shin and Kim,1998). اسانس Peppermint اسپاسم روده ای پس از آندوسکوپی را کاهش می دهد (Micklefield et al., 2000; Asao et al., 2001). بسياري از مردم منتول را به همراه تركيبات منوترپنوييدي ديگر اسانس از قبيل١و٨ - سینئول٢ در بخور استفاده مي كنند. عموماً اين داروها اثرات جانبي خطرناك ندارند، اما استفاده بيش از حد ممكن است سبب ايجاد حساسيت شود (Blumenthal, 2002 ). تعدادی از پژوهشگران ثابت کردند که اسانس پونه و نعناع معمولي يك فعاليت ضد باكتريايي در مقابل باكتريهاي گرم مثبت و منفي از قبيل Escherichia coli، Salmonella typhimurium، Rhizobiumlegominosarium،Staphylococcusauleus،Pseudomonas aeruginosa وBacillussubtilus دارد. برخي از محققان اثر اسانس نعناع فلفلي را روي حفاظت برخي از مواد غذايي كه توسط سالمونلا آلوده شده بودند را گزارش نمودند. نتایج بدست آمده با دو سويه باكتري نشان مي دهد كه حفاظت تنها به غلظت اسانس بستگي ندارد، بلكه به PH مادۀ غذايي (پروتئین، چربي يا هيدرات كربن) و نيز ماهيت ميكروارگانيسم ها نيز مربوط مي شود (Sivropoulou et al., 1995; Mimica-Dukic et al., 2002).

      به طور كلي اسانس داراي درصد زيادي از فنل ها از قبيل تیمول3 يا کارواکرول4مي باشند كه قوي ترين اثرات ضد قارچي را نشان دادند. از سوي ديگر تركيبات موجود در اسانس نعناع به عنوان سلاح در بخش دفاعي گياهان در مقابل كاهش بيش از اندازۀ آب و با حملات زيستي ضد گياهخواري، ضد باكتريايي و ضد قارچي و فرايندهاي آللوپاتي در بسياري از حالات گزارش شده است (Dorman and Deans, 2000).



1-Menthol    

  2-1,8-Cineole

  3- Thymol

4-Carvacrol  

Maffei, M. 1990. Plasticity and genotypic waration in some M.× verticillata hybrids, Biochemical Systematics and Ecology. 18 (8): 492-502. 

Bowen, I.H. and Cubbin, I.J. 1992. Mentha piperita and Mentha spicata. In: Adverse Effects of Herbal Drugs, De smet, P.A.G.M., Keller, K., Hansel, R., and Chandler, R.F., Eds., Adverse effects of herbal drugs 1.springer-verlag, Berlin. 171-178.

Duke, J.A., Bogenschultz-Godwin, M.J., Du Cellier. J. and Duke, P-A.K. 2002.  Handbook of  Medicinal Herbs 2nd edn., CRC Press, Boca Raton, FL. 562-564.

Smith, R. L., Cohen, S. M., Doull, J., Feron, V.J., Goodman, J. I., Marnett, L. J., Portoghese, P. S., Waddell, W. J., Wagner, B. M. and Adams, T. B. 2005. GRAS flavoring Substances 22. Food Technol. 59 (8): 24-62.

Tassou, C.C., Koutsoumanis, K. and Nychas, G.-J. E. 2000. Inhibition of Salmonella enteridis and Staphylococcus aureus in nutrient broth by mint essential oil. Food Res. Int. 22: 272-280.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت ۱۴:۴ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

پروتکل موری تامپسون تغییر یافته برای استخراج DNA از گیاهان

  1. کوبیدن برگها در هاون چینی و ریختن پودر برگ در ویال تا 3/1 ویال پر شود (حجم نمونه کمتر از 1/0 میلیگرم)
  2. اضافه نمودن 700 ماکرولیتر بافر استخراج CTAB
  3. قرار دادن ویال ها داخل حمام بخار برای 30 دقیقه و هر 5 دقیقه Invert کردن
  4. (دمای نمونه به دمای محیط برسد) افزودن 600 ماکرولیتر کلروفروم ایزوآمیل الکل توجه کنید که حتماً باید پس از افزودن کلروفرم ایزو آمیل الکل و قبل از شیک کردن به شدت با دست تکاه داده شود (ورتکس به هیچ عنوان)(حداقل 10 دقیقه)
  5. قرار دادن ویال ها به مدت 10 دقیقه روی شیکر با 320 دور
  6. سانتریوفوژ 14000 دور برای 25 دقیقه (20 دقیقه کافی است)
  7. انتقال 500 ماکرولیتر (هر چه بیشتر غلظتDNA بیشتر)  فاز رویی به ویال های جدید و افزودن 600 ماکرولیتر کلروفروم ایزوآمیل الکل و یک تکان محکم با دست (شیک کردن با دست به آرامی)
  8. قراردادن در سانتریوفیوژ 14000 دور به مدت 15 دقیقه
  9. انتقال 450 ماکرولیتر مایع رویی به ویال جدید و افزودن 45 ماکرولیتر استات سدیم با PH=4.9و افزودن 900 ماکرولیتر اتانول خالص
  10. قراردادن برای 20 دقیقه داخل فریزر
  11. سانتریوفوژ 10000 دور به مدت 15 دقیقه، خالی کردن مایع رویی
  12. افزودن 300 ماکرولیتر اتانول 70% (یکبار سانتریفیوژ 2 دقیقه 5000 دور) و خالی کردن الکل (دو مرتبه، در صورتی که DNA رسوب کرده تکان خورد مجدداً 5 دقیقه با دور 10000 سانتریفوژ شود)
    نکته بهتر است از اتانول 70% Super Cool استفاده شود.
  13. گذاشتن روی دستمال تا الکل خشک شود و سپس افزودن 30 ماکرولیتر آب مقطر استریل
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت ۱۳:۵۶ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

● تولید گیاهان هاپلوئید و دابل‌هاپلوئیدی

تولید هاپلوئید و سپس دو برابر نمودن کروموزمهای آن به ایجاد دابل هاپلوئید می‌انجامد که سریعترین روش دستیابی به اینبریدینگ کامل در طی یک مرحله می‌باشد. در روشهای متداول بهنژادی گزینش داخل نتاج به عنوان یک معضل اصلاح‌کنندگان محسوب می‌شود زیرا تعداد جمعیتهای و مزارع مختص ارزیابی هر سال افزایش می‌یابد. مهمترین روشهای القائی تولید هاپلوئید عبارتند از:

۱) میکروسپور (آندوژنز)

۲) کشت گلچه

۳) کشت بساک، تخمک (ژینوژنژ) کشت تخمک، دورگ‌گیری بین گونه‌ای

تولید هاپلوئید به روش میکروسپور یکی از کاراترین و معمولترین روش ایجاد هاپلوئید می‌باشد میکروسپور دانه گرده‌ای است که در مرحله ابتدائی نمو در محیط کشت، گیاهچه هاپلوئید را بوجود می‌آورد، کشت بساک نیز معمولترین فرم کشت گرده است که بساکها در مرحله نموی تک هسته‌ای انتخاب می شود. تولید گیاهان هاپلوئید به تعداد زیاد به روش کشت بساک بستگی دارد. ایجاد هاپلوئید گندم توسط تلاقی گندم× ارزن و گندم × ذرت امکانپذیر می‌باشد.

تکنیکهای دو برابر کردن مجموعه کروموزمی (ژنوم) هاپلوئید‌ها برای تهیه گیاهان صد در صد خالص (دابل هاپلوئید) نقش اساس را ایفا می‌کند. مکانیزمهای دو برابر شدن ژنوم میکروسپوربه دو پدیده اتحاد هسته‌ای و دو برابر شدن میتوزی یا داخلی نسبت داده می‌شود. در طرحهای به‌نژادی گیاهان خود گشن به تعداد نسبتاً زیادی گیاه دابل هاپلوئید جهت گزینش بهترین لاین نیاز می‌باشد. برای ایجاد لاینهای اینبرد به روش دابل‌هاپلوئیدی در گیاهان دگرگشن نیز تعداد زیادی لاین مورد احتیاج می‌باشد.

کل‌شی‌سین مهمترین عامل شیمیایی دو برابر نمودن کروموزومی است که در سطح وسیعی بکار می رود. کل‌سی‌سین بازدارنده رشته های دوکی شکل وعمل کننده در سلولهای در حال تقسیم گیاهان می باشد. به ططور دقیق تر کل‌شی‌سین از تشکیل میکرو بتولها از طریق پیوند با زیر واحد پروتئین میکروبولی ها به نام تیوبولین ممانعت می کند لذا کروموزمها در مرحله متافاز یک جا وارد یک سلول می گردند که نتیجتاًَ تعداد کروموزوم سلول حاصل از تقسیم دو برابر می گردد. گیاهان هاپلوئید در تعدادی از گونه های زراعی شامل پنبه، توت فرنگی ، گوجه فرنگی، جو و توتون و سیب زمینی و برنج و گندم و بعضی از گیاهان دیگر تولید شده اند.

 

● اینتروگرسیون :

فرایند اینترگرسیون ، به معنای وارد کردن قسنتی از مواد ژنتیکی یک گونه به گونه دیگر می تواند توسط تلاقی های برگشتی مکرر F۱ بین گونه ای با یکی از والدین انجام می شود. در اکثر موارد از اینتروگرسیون به منظور انتقال ژنهای مقاوم به بیماری از سایر گونه ها به گونه های زراعی که فاقد ژن مقاوم هستند استفاده می شود.

● اصلاح گیاهان با استفاده از موتاسیون :

به نظر می رسد تنوع ژنتیکی حاصل از موتاسیون مصنوعی با تنوع حاصل از موتاسیون طبیعی یکسان باشد. بنابراین اصول اساسی استفاده از تنوع حاصله از موتاسیون مصنوعی ÿا تنوع حاصل از موتاسیون طبیعی یکسان است. اصلاح کننده بایستی با عوامل موتاژن کاربرد آنها و نحوه ایجاد موتاسیون آشنا بوده و به تشخیص گیا هان موتانت قادر و امکانات و وسایل لازم را دارا باشد. به طور کلی دو عامل فیزیکی و شیمیایی در ایجاد موتاسیون دخالت دارند موتاژنهای فیزیکی شامل اشعه ایکس ، گاما، نوترون و UV می باشد. اکثراًَ‌اصلاحگران به این موتاژنها دسترسی ندارند لذا از مواد شیمیایی عمدتاًَ استفاده می کنند.

● هیبریداسیون :

هیبریداسیون یکی از ابزارهای متداول اصلاح نباتات کلاسیک می باشد که در واقع به تلاقی بین دو واریته برای دستیابی به ژنوتیپ برتر اطلاق می شود. یک برنامه هیبریداسیون ممکن است به واریته های داخل یک گونه یا بین والدین چند جنس مختلف صورت پذیرد. اصلاحگران بعد از هیبریداسیون در جستجوی ژنوتیپهای برتر هموزیگوت نیست بلکه سعی می کنند که مجموعه ای از ژنهای را انتخاب کنند که دارای اثر متقابل ژنتیکی مفید و اثرات هتروزیس هستند. وجود پدیده هیبریداسیون امکان انتقال ژنهای مفید از یک گونه به گونه دیگر را فراهم می کند. هیچ پدیده ای در علم اصلاح نتوانسته تاثیر ی مانند واریته های هیبرید روی افزایش مواد غذایی در دنیا بگذارد. واریته های هیبرید به جامعه F۱ که برای استفاده تجاری تولید می شوند اطلاق می شود یکی از روشهای هیبریداسیون ، دابل کراس می باشد که به خوبی نتایج مطلوب پیامد خود را به ثبات رسانده است .

 

● کشت بافت گیاهی :

کشت بافت فرایندی است که در آن قطعات کوچکی از بافت زنده از گیاهی جدا شده و به مدت کشت نا محدودی در یک محیط مغذی رشد داده می شود. برای انجام کشت سلولی موفق بهترین حالت آن است این عمل با کشت بخشی از گیاه که حاوی سلولهای تمایز نیافته است آغاز می شود زیرا چنین سلولهایی می تواند به سرعت تکثیر یابند. قطعات گیاه در محیط کشت می تواند به طور نا محدودی رشد کرده و توده سلولی تمایز نیافته به نام کالوس می کنند بر اینکه سلول گیاهی نمو کند و به کالوس تبدیل شوند لازم است که محیط کشت حاوی هورمونهای گیاهی مانند اکسین، سیتوکسین و جبیرلین باشد...

برخي كاربردهاي كشت بافت گياهي

در ادامه، برخي از مهمترين كاربردهاي كشت بافت گياهي و فوايد اقتصادي آن‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد:

1- توليد گياهان دابل‌‌هاپلوئيد

لاين‌‌هاي دابل‌‌هاپلوئيد (Double haploids) از طريق كشت اندام‌‌هاي هاپلوئيد (دانه گرده، بساك، پرچم و غيره) و يا توسط تلاقي‌‌هاي بين‌گونه‌‌اي و بين‌جنسي (روش حذف كروموزومي) توليد مي‌شوند.

اين روش، طول دوره به‌نژادي را از حدود 12-10 سال (در برنامه‌‌هاي به‌نژادي سنتي و كلاسيك) به 7-6 سال كاهش مي‌دهد و لاين‌‌هاي صددرصد خالص (هموزيگوس) ايجاد مي‌نمايد. بنابراين روش دابل‌هاپلوئيدي مي‌‌تواند سريع‌تر از روش‌هاي سنتي، رقم جديد را معرفي نمايد.
توليد رقم‌‌هاي دابل‌‌هاپلوئيد در گندم، جو، برنج، كلزا، ذرت، نيشكر، سويا، انگور و سيب گزارش شده است. در چين رقم‌‌هاي جديد برنج دابل‌‌هاپلوئيد حاصل از كشت دانه گرده و بساك در سطح ميليون‌‌ها هكتار كشت مي‌‌شوند. در فرانسه نيز دو رقم كلزا كه به طور غالب كشت­وكار مي‌‌شوند و يك رقم گندم و همچنين در كانادا دو رقم جو از اين طريق توليد شده‌اند.

در ايران نيز چندين لاين اميدبخش گندم دابل‌هاپلوئيد از طريق روش حذف كروموزومي (تلاقي گندم x ذرت) توليد شده است كه احتمال مي‌‌رود در سال‌هاي آينده به عنوان رقم جديد معرفي شوند.

2- ريزازديادي و تكثير انبوه گياهان

ريزازديادي (Micropropagation) و تكثير سريع و انبوه ژنوتيپ‌‌هاي مطلوب و توليد گياهان يكسان (Clone propagation) عاري از بيماري (به‌خصوص عاري از ويروس‌‌ها) از طريق كشت بافت و اندام‌هاي مختلف گياهي در بسياري از گياهان مهم اقتصادي امكان‌پذير مي‌باشد. به‌عنوان مثال مي‌توان به توليد سريع و انبوه سيب‌زميني، خرما، موز، نخل روغني، توت‌فرنگي، سيب، مارچوبه و نيشكر از گياهان زراعي و باغي؛ اوكاليپتوس و سپيدار، از درختان جنگلي و رز، اركيده، ميخك، داودي، شمعداني، ژربرا، ديفن‌باخيا، دراسنا، بنفشه آفريقايي، آنتوريوم، كوكب، انجيرزينتي (فيكوس)، فيلودندرون و سينگونيوم از گل‌ها و گياهان زينتي اشاره نمود.

اين روش علاوه بر تكثير سريع و توليد گياهان عاري از عوامل بيماريزا، در اكثر گياهان چندساله از جمله خرما و گردو باعث كاهش دوره نونهالي و زودباردهي آن‌ها مي‌شود. همچنين فضاي بسيار كمتري براي تكثير نياز مي‌باشد.

پيرتروم حشره‌كشي طبيعي است كه از گل‌هاي خشك نوعي از گياه داودي (Charanthemum cineraiaepolium) به دست مي‌آيد. كشور كنيا بزرگترين توليدكننده آن‌ مي‌باشد كه تجارت سالانه آن از طريق ريزتكثيري حدود 75 ميليون دلار مي‌باشد.

طي يك دوره هشت­ماهه، از يك غده سيب‌زميني عاري از ويروس حاصل از كشت مريستم انتهايي، تعداد 2 ميليارد غده سالم يكسان در يك مساحت 40 هكتاري بدست آمد. اين سرعت تكثير 100 هزار برابر بيشتر از سرعت توليد مثل جنسي است.

يك نخل روغني توسط كشت يك قطعه از بافت برگ توانست طي يكسال حدود 500 هزار گياه يكسان مقاوم به فيلاريوسيس با توليد روغن 6 تن در هكتار را تامين كند (اين مقدار روغن 30-6 برابر بيشتر از ساير گياهان اصلي توليد كننده روغن مانند آفتابگردان و سويا مي‌باشد). همين روش براي تكثير رقم‌هاي جديد نارگيل نيز به كار مي‌رود. كشت مريستم انتهايي و يا جوانه‌هاي جانبي و توليد و تكثير گياهان عاري از بيماري و ويروس در بيش از 50 نوع گياه شامل سيب‌زميني، توت فرنگي، انگور، ليمو، كاساوا، سيب‌زميني شيرين، موز و غيره امكان‌پذير مي‌باشد.

3- تنوع سوماكلونال

القاي تنوع رويشي يا سوماتيكي (Soamaclonal variation) با هدف ايجاد تنوع جديد و يا انتخاب تنوع موجود و گزينش ژنوتيپ‌هاي مطلوب ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌(مقاومت به تنش‌‌هاي زنده و غيرزنده، كيفيت بهتر و غيره) در درون محيط‌كشت (Invitro selection) انجام مي‌شود.

كشت سلول‌ها و بافت‌هاي گياهي در محيط‌كشت مصنوعي و در شرايط خاص باعث بروز تغييرات ژنتيكي در آن‌ها مي‌شود. بنابراين جهت ايجاد تنوع و انتخاب گياهان واجد صفات تغييريافته و جديد از قبيل گياهان مقاوم به شوري، خشكي، گرما، سرما و مقاومت به آفات و بيماري‌ها و يا بهبود كيفيت مواد غذايي از اين روش‌ها استفاده گرديده است كه در بعضي از زمينه‌ها، رقم‌هاي تجاري نيز توليد شده است. طي دهه اخير نيز اين گونه پژوهش‌ها با شدت بيشتر دنبال مي‌شود. با توجه به وجود اكثر مشكلات فوق در كشور، بكارگيري اين فنون در ايران نيز مي‌تواند پتانسيل اقتصادي قابل توجهي به دنبال داشته باشد.

 

● کشت بافت سلولی :

برخی کاربردهای کشت بافت های سلولی :
1- تولید مواد شیمیایی
گیاهان به عنوان منبع مهمی از مواد پیشتاز فراورده هایی که در صنایع مختلف مانند داروسازی، صنایع غذایی و آرایشی و بهداشتی و کشاورزی مورد استفاده اند.
2- گیاهان عاری از عوامل بیماریزایی گیاهی
غلات ممکن است توسط گونه های زیادی از آفات میکروبی ، ویروس، باکتریائی و قارچی آلوده می شوند. این آلودگیها تا حد زیادی موجب کاهش تولید فراورده کیفیت آن و توان گیاه می شوند. آلودگی در درختان میوه بازده محصول را تا 90% کم می کند. اساس به دست آوردن گیاهان بدون ویروس کشت مریستم انتهایی آنهاست با کشت قطعه کوچکی از مریستم می توان کالوس بدون ویروس تهیه کرد.
مواد گیاهی که از طریق کشت بافت تکثیر می شوند تغییرات ژنتیکی بالایی را نشان می دهند. زمانی که از کشت کالوس مرتباًَ زیر کشت گرفته شود گیاهان حاصل سطح پلوئیدی متفاوتی را نشان می دهند و همینطور که بحث خواهد شد این تغییرات ناشی از کشت بافت می تواند تنوع ژنتیکی جدیدی را در اختیار اصلاح کننده نباتات قرار دهد.

پروتوپلاست فیوژن :
اغلب ممکن است پیوند دو گانه گیاه خویشاوند که از نظر جنسی با هم سازگار نیستند مورد نظر باشد .بدیهی است که استفاده از روش آمیزش جنسی که معمولاًبرای پرورش گیاه به کار برده می شود در این مورد ممکن نیست اما با هم در هم آمیختگی و الحاق پروتوپلاست گیاه مربوطه می توان به همان مقصود نائل گردید .
برای انجام این کار دو روش اساسی وجود دارد.
در روش اول از مواد شیمیائی مانند پلی اتیلن گلیلول ،دکستران و اورنیتین به عنوان مواد ملحق کننده وممزوج کننده استفاده می شود که باعث تسریع در ترکیب پروتوپلاسها می گردد. از روش دیگری به نام امتزاج الکتریکی نیز می توان استفاده کرد .در این روش چسبندگی پروتوپلاسها در یک میدان الکتریکی غیر یکنواخت به وقوع می پیوندد و در هم آمیختگی هنگامی روی می دهد که ضربان یا تناوب کوتاهی از جریان مستقیم به کار برده می شود پس از در هم آمیختگی مجموعه های ژنی هسته و سیتوپلاسم مجدداًبا هم ترکیب می شوند ودر نتیجه آرایش جدیدی از تر کیب ژنها به وجود می آید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت ۱۳:۵۵ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

از تفاوت موجود بين توالی‌های DNA در گونه‌های گياهی و جانوری به عنوان نشانگر ژنتيکی بکار گرفته می‌شود. اين تفاوت به طرق مختلفی تظاهر می­يابد. بدين منوال که برخی از آنها در صفات قابل رويتی مانند رنگ گل تجلی مي­نمايند که به آنها مارکرهای مورفولوژيکی گويند. برخی ديگر از تفاوتهاي موجود در توالی DNA بين دو موجود ممكن است به صورت پروتئين با اندازه های مختلف تجلی نمايد که از طرق بيوشيميايی قابل بازيابی می­باشد. اين قبيل مارکرها را مارکرهای مولکولی در سطح پروتئين مي­نامند. اما دسته­ای ديگر از تفاوتهای در سطح DNA هيچ تظاهری نداشته و صفت خاصی را کنترل نمی­کنند و در رديف اسيد­آمينه پروتئينها تاثيری بر جای نمي­گذارند. اينگونه از تفاوتها فقط از طريق تجزيه و تحليل مستقيم DNA قابل ثبت هستند که به آنها مارکرهای مولکولی در سطح DNA اطلاق مي­گردد. مارکرهای DNA گروه بزرگی از نشانگرها را شامل مي­شوند که خود به سه دسته مارکرهای مبتنی بر روش واکنش زنجيره­ای پليمراز و مارکرهای مبتنی بر هيبريداسيون و مارکرهای مبتنی بر توالی­يابی تقسيم می­شوند. اين نشانگرها سير تحول و تکامل خود را به پايان نرسانيده اند و ابداع و معرفی روشهای متنوع و جديدتر ثبت و مشاهده تفاوتهای ژنتيکی بين موجودات از طريق مطالعه مستقيم تفاوتهای موجود در بين رديف DNA آنها همچنان ادامه دارد. نشانگرهای مولکولی بطور عام و مارکرهای مبتنی بر DNA بطور خاص بعنوان وسيله و ابزاری در دست اصلاحگران و روشهای مبتنی بر استفاده از اين مارکرها بعنوان مکمل روشهای کلاسيک در نظر گرفته مي­شوند. کاربرد مهم مارکرهای DNA در سيستمهای گياهی برای بررسی ويژگيهای ژرم پلاسم، تشخيص ژنتيکی، مطالعه ژنوم موجودات، آناليز فيلوژنيک است. انتخاب نوع مارکر به هدف موردنظر و هزينه و تسهيلات بستگی دارد. در گندم نان بطور وسيعی از مارکرهای مولکولی برای انتخاب به کمک مارکر، کلون کردن ژن بر پايه نقشه ژنتيکی، مطالعه تکامل ژنتيکی، تشخيص و شناسايی واريته و تعيين مشخصه ژرم پلاسم استفاده شده است.


برچسب‌ها: مارکر های مولکولی Molecular marker
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ساعت ۲۲:۵۴ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کلوس Kelussia odoratissima
برچسب‌ها: کلوس کرفس کوهی چهار محال و بختیاری kelussia odora
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ساعت ۱:۳۸ قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

اصطلاحاتی از علم گیاه پالایی(Phytoremediation)

گياه تبديلي (Phytotransformation): جذب و تجمع آلاينده هاي خاک و آب زير زميني در گياه  و به دنبال آن تجزيه آنها توسط گياه

گياه تبخيري (Phytovolatilization): آلاينده هاي جذب شده توسط گياه با فرايند تبخير وارد جو مي­شوند.

زيست پالايي محيط ريشه Rhizospher bioremediation)): ريشه گياهان با مکانيزم هاي مختلف باعث بهبود زيست پالايي خاک در محيط ريشه مي شووند.

گياه تثبيتي Phytostabilization)): به نگهداري خاک و رسوبات آلوده در محل توسط پوشش گياهي و هم چنين ايستا کردن آلاينده هاي سمي در خاک مي شود.

گياه استخراجي (( Phytoextraction: از گياهان تجمع دهنده فلزي (Metal-accumulating plant) براي انتقال فلزات از خاک به ريشه و سپس به ساقه ها و برگ ها و انباشته نمودن آنها در گياه استفاده مي شود.

فيلتراسيون ريشه­اي (Phytofiltration): به استفاده از ريشه­هاي گياه براي جذب آلاينده­هاي فلزي از آب­هاي سطحي يا زيرزميني اشاره دارد. در سيستم هاي تصفيه تالاب مصنوعي (Constracted wetland)، فيلتراسيون ريشه اي از جمله فرايندهايي است که باعث تصفيه آب زيرزميني آلوده يا فاضلاب مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۶ساعت ۱۹:۳۴ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کلوس با نام علمی  Kelussia odoratissima Mozaff. به عنوان گونه ای جدید از جنس جدید Kelussia از تیره چتریان (Apiaceae) است. در منابع مختلف گذشته با نام های علمی Amircabiria odoratiaaima و Apium graveolens و Opopanax sp. نامگذاری شده است. به نظر می رسد نام آن از نام روستایی با نام «کلوسه» واقع در منطقه پشتکوه شهرستان فریدونشهر در استان اصفهان گرفته شده باشد. این گیاه بومی از گونه های دارویی، تغذیه ای و علوفه ای منطقه زاگرس مرکزی ایران است که در سایر مناطق جهان گزارش نشده است. گیاهی چندساله که ارتفاع آن در مرحله تشكيل بذر از 120 تا 200 سانتیمتر می رسد. این گیاه دارای ریشه ای راست و دوکی شکل به همراه غده بزرگی در قسمت بالایی است که محل ذخیره مواد غذایی مورد نیاز برای شروع نسل جدید در فصل رشد بعدی می باشد. برگ ها دارای بریدگی های پنجه ای شکل و در قاعده دارای دمبرگ های بلند و بدون غلاف است. گل آذین با گل های زرد رنگ به صورت چترهای انتهایی کاملا بارور و چترهای جانبی گل های نر و نابارور به صورت 2 تا 8 شعاعی می باشد. بذر گیاه درشت و صفحه ای شکل به رنگ قهوه ای مایل به به زرد می باشد. در سطح آن سه رگ برجسته دیده می شود. بخش هوایی حجمي معادل يك مترمربع از سطح خاك را مي‌پوشاند. در تيرماه گياه به بذر مي‌نشيند و بعد از تشكيل بذر سيكل فنولوژيكي آن به اتمام مي رسد و در تابستان و اوائل پاييز به خواب مي‌رود و بعد از آن مجدداً شروع به رويش مي‌نمايد. کلوس به طور كلي در مناطق با حداقل ارتفاع 2500 متر از سطح دريا كه سالانه به طور متوسط بيش از 450 ميليمتر بارندگي داشته و حداقل 60 درصد ريزشهاي جوي آن به صورت برف مي‌بارد، به خوبي رشد مي‌كند. دوره يخبندان در رويشگاه‌هاي کلوس حداقل 130 روز در سال مي‌باشد و حداكثر دماي هوا در طول فصل رشد رويشي گياه به ندرت از 20 درجه سانتي‌گراد تجاوز مي‌كند. در قسمتهايي از منطقه زاگرس مركزي كه ارتفاع كمتري از سطح دريا دارند، رويش اين گياه محدود به جهت‌هاي شمالي دامنه‌ها و ارتفاعات مي‌شودكه هم برف‌گيرتر بوده و هم از درجه حرارت پايين‌تري برخوردار هستند.  رويشگاه‌هاي طبيعي کلوس بر روي خاكهاي كم‌عمق تا بسيار عميق با بافت متوسط تا سنگين كه ظرفيت نگهداري آب بالايي داشته و فاقد شوري و قليائيت مي‌باشند، ديده مي‌شود. در حال حاضر رويشگاه‌هاي طبيعي کلوس به قطعات كوچكي در استانهاي اصفهان، چهارمحال و بختياري، كهكيلويه و بويراحمد، فارس و لرستان محدود مي‌شود.

منبع: www.kelussia.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۴ساعت ۲۳:۳۷ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

مطالعه تنوع ژنتيكي توده هاي زيره سبز Cuminum cyminum L. استان كرمان در ايران با استفاده از صفات مرفولوژيكي و نشانگر مولكولي RAPD  Fulltext 

نويسنده‌گان:

[ عليرضا بهرامي نژاد ] - دانشجوي دكتراي بيوتكنولوژي بانك ژن دانشكده كشاورزي
[ محمدسعيد سعد ] - بانك ژن دانشكده كشاورزي دانشگاه پوترامالزي
[ قاسم محمدي نژآد ] - پژوهشكده باغباني

خلاصه مقاله:

به منظور بررسي و تعيين تنوع ژنتيكي و ارتباط آن با پراكندگي اقليمي در زيره سبز بومي استان كرمان كه بيشترين تنوع وحشي زيره را در ايران دارد تعداد 49 توده متعلق به 9 ناحيه كشت با استفاده از صفات مورفولوژي و نشانگر مولكولي RAPD كه در آن از 23 آغازگر تصادفي در واكنش PCR استفاده شد مورد ارزيابي قرا رگرفتند. صفات مورفولوژيكي مورد بررسي عبارت بودند از طول دانه، تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، وزن هزاردانه، عملكرد بيولوژيكي، عملكرد دانه و كومين الدهيد .


كلمات كليدي:

تنوع ژنتيكي ، Cuminum cyminum، ژرم پلاسم،RAPD، تجزيه خوشه اي ، كرمان



فصلنامه تحقيقات ژنتيك و اصلاح گياهان مرتعي و جنگلي ايران ، شماره 32

عنوان:
مطالعه تنوع ژنتيكي درون و بين دو گونه از جنس Cuminum با استفاده از نشانگرهاي مولكولي AFLP

نويسنده(گان):
منصوره كرماني ، سيدحسن مرعشي ، عباس صفرنژاد


چکيده:
زيره سبز(Cuminum cyminum) و زيره سفيد (C. setifolium)، دو گونه نزديك به هم از خانواده چتريان هستند كه بومي قسمتهاي مركزي و جنوبي آسيا مي باشند. در اين مطالعه، از نشانگرهاي مولكولي AFLP براي بررسي تنوع ژنتيكي درون و بين 15 لاين زيره سبز و سه جمعيت زيره سفيد استفاده شد. با استفاده از 6 تركيب آغازگري(EcoRI/MseI)، 149 باند قابل امتياز دهي ايجاد شد كه 73 عدد از آنها (49%) چند شكل بودند. بيشترين تعداد باند چند شكل (20 باند) با استفاده از تركيب آغازگري (E-AGT/ M-CCG) و كمترين تعداد باند چند شكل (3 عدد) با استفاده از تركيب آغازگري (E-ACT/ M-CGG) توليد شد. تنوع ژنتيكي(h) درون گونه زيره سبز (150/0) بيشتر از زيره سفيد (084/0) بود، درحالي كه تنوع بين اين دو گونه (163/0) بيشتر از تنوع درون آنها بود. دندروگرام ترسيم شده با استفاده از روش UPGMA، در فاصله ژنتيكي 45% توانست اين دو گونه را به طور كامل از هم تفكيك كند. اين پژوهش نشان داد كه جنس زيره ، بدليل خودگشن بودن، از سطح تنوع نسبتاً كمي برخوردار است و ممكن است بتوان از زيره سفيد بعنوان يك منبع جديد تنوع ژنتيكي جهت تلاقي هاي بين گونه اي و انتقال ژنهاي مطلوب به زيره سفيد استفاده كرد.

کليدواژگان:
زيره سبز ، زيره سفيد ، AFLP ، تنوع ژنتيكي

Full text download

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۴ساعت ۶:۹ قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

زيره سياه با نام علمي Bunium persicum Boiss متعلق به خانواده چتريان  (Apicaceae)است. گياهي علفي، با برگهايي منقسم به قطعات باريك، بدون كرك با ريشه ای دوكى و غده ای شكل و ساقه های توخالي می باشد. زيره گياهي 2 ساله است كه درسال اول داراي رشد رويشي و در سال دوم داراي رشد زايشي بوده و بومي كشورهاي ايران، پاكستان، هندوستان ،تركمنستان و مناطق مركزي آسيا است. رویشگاههای طبیعی آن، خراسان، کرمان، شرق زاگرس تا بندرعباس و جنوب البرز می باشد.

این گیاه داراي خواص درماني بسيار زيادي است و به عنوان تقويت كننده و نيرودهنده، درمان کننده اختلالات گوارشي (ضد نفخ ، ضد اسپاسم و قولنج ، بادشكن و اشتها آور)، قاعده آور(خفيف)، مقوی اعصاب، اشتها آور، تقويت ميل جنسي و افزايش دهنده شير مادران مورد استفاده قرار مي گيرد و علاوه بر آن دارای ارزش ادویه ای است.

به علت خواب موجود در بذور و همچنین عدم رشد هیپوکوتیل پس از ظهور برگهای لپه ای، كشت این گیاه در سطح وسیع، تا كنون موفق نبوده است، و از سویی، برداشت بي رويه از رویشگاههای طبیعی، موجب خطر انقراض این گياه گرديده است.

استفاده از تکنیک جنین زایی رویشی برای توليد و تكثير گياهاني با كيفيت بالا و در مقیاس وسیع، از طریق سوسپانسیون سلولی روشی کار آمد است. زیرا اين جنين‌ها در محيط كشت مناسب مي‌توانند به نهال تبديل شوند و تکنیک توليد و توسعة مؤثر این جنين‌ها، می تواند پيش‌نيازي براي توليد گياهان در سطح تجاري باشد.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۱۱/۰۹ساعت ۱۶:۵۳ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

شوید (شبت) با نام علمی Anethum graveolens  متعلق به خانواده چتریان (Apiaceae) می باشد. این گیاه در دسته سبزیجات برگی طبقه بندی شده و از نظر فصل رشد یک سبزی فصل سرد محسوب می شود. شبت گیاهی یکساله می باشد. این گیاه نسبت به زمین های آبگیر حساس بوده و زمین های نیمه سنگین با هوموس کافی برای کشت آن مناسب می باشد. منشأ این گیاه جنوب اروپا بوده و از نظر گلدهی گیاهی روز بلند می باشد، بنابراین در صورتی که در شرایط استان اردبیل کشت این گیاه صورت گیرد، بهره وری مناسبی از نظر تولید اندام رویشی خواهد داشت. از طرف دیگر این گیاه در دسته گیاهان دارویی نیز طبقه بندی می گردد. اسانس این گیاه که از بذر و پیکره رویشی استخراج می گردد، خاصیت ضد باکتریایی دارد. طول دوره رشد با توجه به منطقه بین 70 تا 80 روز به طول می انجامد. چنانچه بذور کاملاً رسیده در شرایط مناسب نگهداری در مکان مناسبی قرار گیرند، به مدت 2 الی 3 سال از قوه نامیه مناسبی برخوردار خواهند بود. درجه حرارت مناسب برای رویش بذور 8 الی 10 درجه سانتی گراد می باشد. بذور در فضای آزاد 10 تا 17 روز پس از کاشت سبز می شوند. از نظر تناوب کاشت، چنانچه شبت برای استفاده از اندام رویشی مورد استفاده قرار گیرد قبل و پس از آن می توان هر نوع گیاهی را کشت نمود. کشت شبت و تکثیر آن از طریق بذر صورت می گیرد. چنانچه هدف از کشت استفاده از اندام رویشی باشد بذور به طور مستقیم در فواصل 15×35  سانتی متر کشت می شوند. میزان بذر مورد نیاز با توجه به میزان تابش در منطقه بین 12 تا 20 کیلوگرم در هکتار متفاوت است. میزان کودهای شیمیایی به ازاء هر هکتار شامل 66 کیلوگرم ازت، 23 کیلوگرم فسفر، 200 کیلوگرم پتاس و 10 کیلوگرم منیزیم می باشد. از بیماری های عمده این گیاه می توان ویروس C.M.V، ویروس موزاییک یونجه، قارچ فوزاریوم، پزودوموناس و زنگ شبت را نام برد. از نظر آفات، شته ها مهمترین آفت این گیاه می باشند که برای مبارزه با آن می توان از علف کش فوسدرین استفاده نمود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۳۰ساعت ۱۸:۱۲ بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  |