X
تبلیغات
علوم باغبانی
گیاهان دارویی

از تفاوت موجود بين توالی‌های DNA در گونه‌های گياهی و جانوری به عنوان نشانگر ژنتيکی بکار گرفته می‌شود. اين تفاوت به طرق مختلفی تظاهر می­يابد. بدين منوال که برخی از آنها در صفات قابل رويتی مانند رنگ گل تجلی مي­نمايند که به آنها مارکرهای مورفولوژيکی گويند. برخی ديگر از تفاوتهاي موجود در توالی DNA بين دو موجود ممكن است به صورت پروتئين با اندازه های مختلف تجلی نمايد که از طرق بيوشيميايی قابل بازيابی می­باشد. اين قبيل مارکرها را مارکرهای مولکولی در سطح پروتئين مي­نامند. اما دسته­ای ديگر از تفاوتهای در سطح DNA هيچ تظاهری نداشته و صفت خاصی را کنترل نمی­کنند و در رديف اسيد­آمينه پروتئينها تاثيری بر جای نمي­گذارند. اينگونه از تفاوتها فقط از طريق تجزيه و تحليل مستقيم DNA قابل ثبت هستند که به آنها مارکرهای مولکولی در سطح DNA اطلاق مي­گردد. مارکرهای DNA گروه بزرگی از نشانگرها را شامل مي­شوند که خود به سه دسته مارکرهای مبتنی بر روش واکنش زنجيره­ای پليمراز و مارکرهای مبتنی بر هيبريداسيون و مارکرهای مبتنی بر توالی­يابی تقسيم می­شوند. اين نشانگرها سير تحول و تکامل خود را به پايان نرسانيده اند و ابداع و معرفی روشهای متنوع و جديدتر ثبت و مشاهده تفاوتهای ژنتيکی بين موجودات از طريق مطالعه مستقيم تفاوتهای موجود در بين رديف DNA آنها همچنان ادامه دارد. نشانگرهای مولکولی بطور عام و مارکرهای مبتنی بر DNA بطور خاص بعنوان وسيله و ابزاری در دست اصلاحگران و روشهای مبتنی بر استفاده از اين مارکرها بعنوان مکمل روشهای کلاسيک در نظر گرفته مي­شوند. کاربرد مهم مارکرهای DNA در سيستمهای گياهی برای بررسی ويژگيهای ژرم پلاسم، تشخيص ژنتيکی، مطالعه ژنوم موجودات، آناليز فيلوژنيک است. انتخاب نوع مارکر به هدف موردنظر و هزينه و تسهيلات بستگی دارد. در گندم نان بطور وسيعی از مارکرهای مولکولی برای انتخاب به کمک مارکر، کلون کردن ژن بر پايه نقشه ژنتيکی، مطالعه تکامل ژنتيکی، تشخيص و شناسايی واريته و تعيين مشخصه ژرم پلاسم استفاده شده است.


برچسب‌ها: مارکر های مولکولی Molecular marker
+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/22ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کلوس Kelussia odoratissima
برچسب‌ها: کلوس کرفس کوهی چهار محال و بختیاری kelussia odora
+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/22ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

اصطلاحاتی از علم گیاه پالایی(Phytoremediation)

گياه تبديلي (Phytotransformation): جذب و تجمع آلاينده هاي خاک و آب زير زميني در گياه  و به دنبال آن تجزيه آنها توسط گياه

گياه تبخيري (Phytovolatilization): آلاينده هاي جذب شده توسط گياه با فرايند تبخير وارد جو مي­شوند.

زيست پالايي محيط ريشه Rhizospher bioremediation)): ريشه گياهان با مکانيزم هاي مختلف باعث بهبود زيست پالايي خاک در محيط ريشه مي شووند.

گياه تثبيتي Phytostabilization)): به نگهداري خاک و رسوبات آلوده در محل توسط پوشش گياهي و هم چنين ايستا کردن آلاينده هاي سمي در خاک مي شود.

گياه استخراجي (( Phytoextraction: از گياهان تجمع دهنده فلزي (Metal-accumulating plant) براي انتقال فلزات از خاک به ريشه و سپس به ساقه ها و برگ ها و انباشته نمودن آنها در گياه استفاده مي شود.

فيلتراسيون ريشه­اي (Phytofiltration): به استفاده از ريشه­هاي گياه براي جذب آلاينده­هاي فلزي از آب­هاي سطحي يا زيرزميني اشاره دارد. در سيستم هاي تصفيه تالاب مصنوعي (Constracted wetland)، فيلتراسيون ريشه اي از جمله فرايندهايي است که باعث تصفيه آب زيرزميني آلوده يا فاضلاب مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/26ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کلوس با نام علمی  Kelussia odoratissima Mozaff. به عنوان گونه ای جدید از جنس جدید Kelussia از تیره چتریان (Apiaceae) است. در منابع مختلف گذشته با نام های علمی Amircabiria odoratiaaima و Apium graveolens و Opopanax sp. نامگذاری شده است. به نظر می رسد نام آن از نام روستایی با نام «کلوسه» واقع در منطقه پشتکوه شهرستان فریدونشهر در استان اصفهان گرفته شده باشد. این گیاه بومی از گونه های دارویی، تغذیه ای و علوفه ای منطقه زاگرس مرکزی ایران است که در سایر مناطق جهان گزارش نشده است. گیاهی چندساله که ارتفاع آن در مرحله تشكيل بذر از 120 تا 200 سانتیمتر می رسد. این گیاه دارای ریشه ای راست و دوکی شکل به همراه غده بزرگی در قسمت بالایی است که محل ذخیره مواد غذایی مورد نیاز برای شروع نسل جدید در فصل رشد بعدی می باشد. برگ ها دارای بریدگی های پنجه ای شکل و در قاعده دارای دمبرگ های بلند و بدون غلاف است. گل آذین با گل های زرد رنگ به صورت چترهای انتهایی کاملا بارور و چترهای جانبی گل های نر و نابارور به صورت 2 تا 8 شعاعی می باشد. بذر گیاه درشت و صفحه ای شکل به رنگ قهوه ای مایل به به زرد می باشد. در سطح آن سه رگ برجسته دیده می شود. بخش هوایی حجمي معادل يك مترمربع از سطح خاك را مي‌پوشاند. در تيرماه گياه به بذر مي‌نشيند و بعد از تشكيل بذر سيكل فنولوژيكي آن به اتمام مي رسد و در تابستان و اوائل پاييز به خواب مي‌رود و بعد از آن مجدداً شروع به رويش مي‌نمايد. کلوس به طور كلي در مناطق با حداقل ارتفاع 2500 متر از سطح دريا كه سالانه به طور متوسط بيش از 450 ميليمتر بارندگي داشته و حداقل 60 درصد ريزشهاي جوي آن به صورت برف مي‌بارد، به خوبي رشد مي‌كند. دوره يخبندان در رويشگاه‌هاي کلوس حداقل 130 روز در سال مي‌باشد و حداكثر دماي هوا در طول فصل رشد رويشي گياه به ندرت از 20 درجه سانتي‌گراد تجاوز مي‌كند. در قسمتهايي از منطقه زاگرس مركزي كه ارتفاع كمتري از سطح دريا دارند، رويش اين گياه محدود به جهت‌هاي شمالي دامنه‌ها و ارتفاعات مي‌شودكه هم برف‌گيرتر بوده و هم از درجه حرارت پايين‌تري برخوردار هستند.  رويشگاه‌هاي طبيعي کلوس بر روي خاكهاي كم‌عمق تا بسيار عميق با بافت متوسط تا سنگين كه ظرفيت نگهداري آب بالايي داشته و فاقد شوري و قليائيت مي‌باشند، ديده مي‌شود. در حال حاضر رويشگاه‌هاي طبيعي کلوس به قطعات كوچكي در استانهاي اصفهان، چهارمحال و بختياري، كهكيلويه و بويراحمد، فارس و لرستان محدود مي‌شود.

منبع: www.kelussia.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/14ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

مطالعه تنوع ژنتيكي توده هاي زيره سبز Cuminum cyminum L. استان كرمان در ايران با استفاده از صفات مرفولوژيكي و نشانگر مولكولي RAPD  Fulltext 

نويسنده‌گان:

[ عليرضا بهرامي نژاد ] - دانشجوي دكتراي بيوتكنولوژي بانك ژن دانشكده كشاورزي
[ محمدسعيد سعد ] - بانك ژن دانشكده كشاورزي دانشگاه پوترامالزي
[ قاسم محمدي نژآد ] - پژوهشكده باغباني

خلاصه مقاله:

به منظور بررسي و تعيين تنوع ژنتيكي و ارتباط آن با پراكندگي اقليمي در زيره سبز بومي استان كرمان كه بيشترين تنوع وحشي زيره را در ايران دارد تعداد 49 توده متعلق به 9 ناحيه كشت با استفاده از صفات مورفولوژي و نشانگر مولكولي RAPD كه در آن از 23 آغازگر تصادفي در واكنش PCR استفاده شد مورد ارزيابي قرا رگرفتند. صفات مورفولوژيكي مورد بررسي عبارت بودند از طول دانه، تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، وزن هزاردانه، عملكرد بيولوژيكي، عملكرد دانه و كومين الدهيد .


كلمات كليدي:

تنوع ژنتيكي ، Cuminum cyminum، ژرم پلاسم،RAPD، تجزيه خوشه اي ، كرمان



فصلنامه تحقيقات ژنتيك و اصلاح گياهان مرتعي و جنگلي ايران ، شماره 32

عنوان:
مطالعه تنوع ژنتيكي درون و بين دو گونه از جنس Cuminum با استفاده از نشانگرهاي مولكولي AFLP

نويسنده(گان):
منصوره كرماني ، سيدحسن مرعشي ، عباس صفرنژاد


چکيده:
زيره سبز(Cuminum cyminum) و زيره سفيد (C. setifolium)، دو گونه نزديك به هم از خانواده چتريان هستند كه بومي قسمتهاي مركزي و جنوبي آسيا مي باشند. در اين مطالعه، از نشانگرهاي مولكولي AFLP براي بررسي تنوع ژنتيكي درون و بين 15 لاين زيره سبز و سه جمعيت زيره سفيد استفاده شد. با استفاده از 6 تركيب آغازگري(EcoRI/MseI)، 149 باند قابل امتياز دهي ايجاد شد كه 73 عدد از آنها (49%) چند شكل بودند. بيشترين تعداد باند چند شكل (20 باند) با استفاده از تركيب آغازگري (E-AGT/ M-CCG) و كمترين تعداد باند چند شكل (3 عدد) با استفاده از تركيب آغازگري (E-ACT/ M-CGG) توليد شد. تنوع ژنتيكي(h) درون گونه زيره سبز (150/0) بيشتر از زيره سفيد (084/0) بود، درحالي كه تنوع بين اين دو گونه (163/0) بيشتر از تنوع درون آنها بود. دندروگرام ترسيم شده با استفاده از روش UPGMA، در فاصله ژنتيكي 45% توانست اين دو گونه را به طور كامل از هم تفكيك كند. اين پژوهش نشان داد كه جنس زيره ، بدليل خودگشن بودن، از سطح تنوع نسبتاً كمي برخوردار است و ممكن است بتوان از زيره سفيد بعنوان يك منبع جديد تنوع ژنتيكي جهت تلاقي هاي بين گونه اي و انتقال ژنهاي مطلوب به زيره سفيد استفاده كرد.

کليدواژگان:
زيره سبز ، زيره سفيد ، AFLP ، تنوع ژنتيكي

Full text download

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/14ساعت 6:9 قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

زيره سياه با نام علمي Bunium persicum Boiss متعلق به خانواده چتريان  (Apicaceae)است. گياهي علفي، با برگهايي منقسم به قطعات باريك، بدون كرك با ريشه ای دوكى و غده ای شكل و ساقه های توخالي می باشد. زيره گياهي 2 ساله است كه درسال اول داراي رشد رويشي و در سال دوم داراي رشد زايشي بوده و بومي كشورهاي ايران، پاكستان، هندوستان ،تركمنستان و مناطق مركزي آسيا است. رویشگاههای طبیعی آن، خراسان، کرمان، شرق زاگرس تا بندرعباس و جنوب البرز می باشد.

این گیاه داراي خواص درماني بسيار زيادي است و به عنوان تقويت كننده و نيرودهنده، درمان کننده اختلالات گوارشي (ضد نفخ ، ضد اسپاسم و قولنج ، بادشكن و اشتها آور)، قاعده آور(خفيف)، مقوی اعصاب، اشتها آور، تقويت ميل جنسي و افزايش دهنده شير مادران مورد استفاده قرار مي گيرد و علاوه بر آن دارای ارزش ادویه ای است.

به علت خواب موجود در بذور و همچنین عدم رشد هیپوکوتیل پس از ظهور برگهای لپه ای، كشت این گیاه در سطح وسیع، تا كنون موفق نبوده است، و از سویی، برداشت بي رويه از رویشگاههای طبیعی، موجب خطر انقراض این گياه گرديده است.

استفاده از تکنیک جنین زایی رویشی برای توليد و تكثير گياهاني با كيفيت بالا و در مقیاس وسیع، از طریق سوسپانسیون سلولی روشی کار آمد است. زیرا اين جنين‌ها در محيط كشت مناسب مي‌توانند به نهال تبديل شوند و تکنیک توليد و توسعة مؤثر این جنين‌ها، می تواند پيش‌نيازي براي توليد گياهان در سطح تجاري باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/11/09ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

شوید (شبت) با نام علمی Anethum graveolens  متعلق به خانواده چتریان (Apiaceae) می باشد. این گیاه در دسته سبزیجات برگی طبقه بندی شده و از نظر فصل رشد یک سبزی فصل سرد محسوب می شود. شبت گیاهی یکساله می باشد. این گیاه نسبت به زمین های آبگیر حساس بوده و زمین های نیمه سنگین با هوموس کافی برای کشت آن مناسب می باشد. منشأ این گیاه جنوب اروپا بوده و از نظر گلدهی گیاهی روز بلند می باشد، بنابراین در صورتی که در شرایط استان اردبیل کشت این گیاه صورت گیرد، بهره وری مناسبی از نظر تولید اندام رویشی خواهد داشت. از طرف دیگر این گیاه در دسته گیاهان دارویی نیز طبقه بندی می گردد. اسانس این گیاه که از بذر و پیکره رویشی استخراج می گردد، خاصیت ضد باکتریایی دارد. طول دوره رشد با توجه به منطقه بین 70 تا 80 روز به طول می انجامد. چنانچه بذور کاملاً رسیده در شرایط مناسب نگهداری در مکان مناسبی قرار گیرند، به مدت 2 الی 3 سال از قوه نامیه مناسبی برخوردار خواهند بود. درجه حرارت مناسب برای رویش بذور 8 الی 10 درجه سانتی گراد می باشد. بذور در فضای آزاد 10 تا 17 روز پس از کاشت سبز می شوند. از نظر تناوب کاشت، چنانچه شبت برای استفاده از اندام رویشی مورد استفاده قرار گیرد قبل و پس از آن می توان هر نوع گیاهی را کشت نمود. کشت شبت و تکثیر آن از طریق بذر صورت می گیرد. چنانچه هدف از کشت استفاده از اندام رویشی باشد بذور به طور مستقیم در فواصل 15×35  سانتی متر کشت می شوند. میزان بذر مورد نیاز با توجه به میزان تابش در منطقه بین 12 تا 20 کیلوگرم در هکتار متفاوت است. میزان کودهای شیمیایی به ازاء هر هکتار شامل 66 کیلوگرم ازت، 23 کیلوگرم فسفر، 200 کیلوگرم پتاس و 10 کیلوگرم منیزیم می باشد. از بیماری های عمده این گیاه می توان ویروس C.M.V، ویروس موزاییک یونجه، قارچ فوزاریوم، پزودوموناس و زنگ شبت را نام برد. از نظر آفات، شته ها مهمترین آفت این گیاه می باشند که برای مبارزه با آن می توان از علف کش فوسدرین استفاده نمود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

ریحان با نام علمی  Ocimum basilicum L. متعلق به خانواده نعناع (Lamiaceae) می باشد. ریحان گیاهی علفی و یک ساله است که منشاء آن هند و ایران گزارش شده است. ریحان به عنوان یکی از سبزیجات مهم  و همچنین به عنوان گیاه دارویی محسوب می شود. این گیاه در طول رویش به هوای گرم و تابش نور کافی نیاز دارد. درجه حرارت مطلوب برای جوانه زنی بذر 18 تا 21 درجه سانتیگراد است. ریحان به سرما حساس بوده و در طول دوره رشد خود به 500 تا 550 میلی متر بارندگی (آبیاری) نیاز دارد. ریحان در طول دوره رویشی خود به 1500 ساعت روشنایی نیاز دارد و خاک مناسب برای کاشت آن، خاک هایی با بافت متوسط یا خاک های لومی شنی با مقادیر فراوان ترکیبات هوموسی است. نیمه اول اردیبهشت زمان مناسبی برای کشت مستقیم بذر در زمین اصلی است. در کشت مستقیم، فاصله کاشت بین 40-50 سانتی متر مناسب است و عمق بذر برای کاشت باید بین 1.5-1 سانتی متر باشد. بذر مورد نیاز برای هر هکتار 3 تا 4 کیلوگرم است. در کشت غیر مستقیم نیز نیمه دوم اسفند زمان مناسب برای کاشت بذر در خزانه می باشد. آبیاری منظم و به موقع گیاهان در زمین اصلی یا در خزانه و همچنین مواد و عناصر غذایی کافی از فاکتور های مهم در مراقبت و نگهداری و همچنین افزایش عملکرد ریحان می باشد. انگل سس از مهم ترین مشکلات پرورش ریحان می باشد که با سوزاندن علفهای هرز و گیاهان آلوده به سس تا حد زیادی می توان آن را کنترل کرد. قسمت مورد استفاده ریحان به عنوان سبزی تازه، پیکره رویشی و بویژه برگ ها می باشد که بر حسب شرایط اقلیمی محل رویش، در هر فصل دو یا حتی سه بار می توان به برداشت پیکر رویشی ریحان اقدام کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

خواص درمانی فلاونوئید ها:

فلاونوئید­ها باعث ایجاد رنگ در گلها،میوه ها و گاه برگ ها می­شوند. همچنین به علت خاصیت جذب حشرات در گرده افشانی و باروری گیاهان نیز موثر می­باشند. فلاونوئید­ها باعث افزایش مقاومت به عوامل بیماریزا در گیاهان می­شود همچنین جذب کننده قوی اشعه ماورای بنفش(340-250 نانومتر) می­با­شند. در ساختمان اندام های جنسی و رویش دانه گرده از طریق اثر بر عمل ژنها و آنزیم ها اثر مثبت دارند. این ماد همچنین باعث شلاته کردن برخی یون های فلزی مانند آهن ومس می­شوند. فلاونوئید­ها از طریق مهار عناصر کاتالیزشده جلوگیری از اکسیداسیون می­کنند. از دیگر خواص این مواد می­توان به خاصیت  جمع کنندگی مواد زاید اشاره کرد.

مهار کننده سلول های سرطانی از طریق بیان ژن، افزایش ایمنی بدن(آنتی اکسیدان)، ضد ویروس، ضد باکتری، ضد تورم، ضد التهاب، ضد آلرژی، ضد موتاسیون، کاهش نفوذپذیری و شکنندگی مویرگها. همچنین در کشور چین برای درمان هپاتیت از فلاونوئیدها استفاده می­شود.45 درصد فلاوونوئید های مرکبات بطور ویژه جذ ب ویتامین  C را بهبود می بخشند. افراد سیگاری وآنهایی که تحت فشاراسترس هستند، به میزان زیادی از ویتامین C و فلاوونوئید های مرکبات نیاز دارند. فلاوونوئید های مرکبات میتواند به فرم ترکیباتی جهت کنترل افراد سیگاری یا به شکل آمپول هایی برای ورزشکاران استفاده شوند.

معرفی تعدادی از گیاهان حاوی فلاونوئید:

بومادران، سرخ ولیک، جینکو، آویشن، گل راعی، بابونه رومی، انار، چای، زالزالک، برگ بو، گل ساعتی،مرکبات، شیرین­بیان و غیره.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 3:8 قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

فلاونوئید­ها:

واژه فلاونوئید به مفهوم وسیع تمام رنگدانه های گیاهی را در بر می گیرد. نام فلاون از کلمه لاتین فلاووس به معنای زرد گرفته شده است. در گیاهان عالی به ویژه نهاندانگان حدود 4000 نوع فلاونوئید شناسایی شده است که بیش از 90 نوع فلاونوئید در مرکبات و بیش از 30 نوع در خانواده کمپوزیته شناسایی شده است. تا کنون هیچ نوع فلاونوئید در جلبکها گزارش نشده است.در میان ترکیبات فنولی فلاونوئید ها کلیه اعمال متابولیت های ثانویه را درگیاهان دارا می باشد.فلاونوئیدها از مشتقات فنیل پروپانوئید  هستند که دارای ساختمان 15 کربنه می­باشند. در بیشتر فلاونوئید ها حلقه A متا دی هیدروکسیل یا متا تری هیدروکسیل می باشد در مقابل حلقه B دارای یک یا دو یا سه عامل هیدروکسیلی می باشد.این اختلاف ناشی از مبدا بیوسنتز دو حلقه می باشد.حلقه A از سه مولکول اسید استیک متراکم و حلقه B از قندها در مسیر شیکمیک مشتق شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

خشک کردن (Dehydration / Drying) گیاهان دارویی

اگرچه خارج نمودن آب اضافی موجود در بافتهای اندام مورد نظر از اهداف خشک کردن است، امّا باید توجه داشت که در زمان انجام فرآیند باید میزان مناسبی از رطوبت درون بافت گیاه باقی گذارده شود. خارج کردن تمامی آب موجود در بافت گیاه، موجبات صدمه دیدگی مواد موثره را فرآهم می­آورد. بنابراین در زمان خشک کردن باید بر حسب نوع اندام مورد استفاده و عوامل دیگر، از روش و متد صحیح خشک کردن استفاده کرده و از سوی دیگر میزان رطوبت موجود در اندام را نیز در نظر داشت. با این توضیحات، خشک کردن به عنوان کاهش مقدار رطوبت موجود در اندام به شیوه صحیح و علمی به طوری که بتوان محصول را برای مدتی بدون خطر نگهداری نمود، تعریف می­گردد. روشی که از آن در خشک کردن محصول استفاده می­شود به میزان و نوع رطوبت موجود در اندام گیاه از لحاظ ماهیّت پیوندهای شیمیایی بستگی دارد. بر این اساس رطوبت به سه شکل مختلف در گیاهان موجود می­باشد:

1- رطوبت شیمیایی: این نوع از رطوبت در گیاه در اصطلاح «رطوبت ملکولی» نیز نامیده می­شود و در حقیقت شامل یک لایه تک ملکولی از آب موسوم به «تک­لایه بِت» (BET Monolayer) می­باشد، که با انرژی بسیار زیادی توسط ذرات کلوئیدی موجود در اندام جذب شده است. از آنجا که ملکولهای آب در این حالت دارای انرژی زیادی هستند، خارج ساختن این رطوبت از گیاه مستلزم مصرف انرژی زیادی است؛ چنانچه برای خروج آن باید پیکر گیاه متلاشی شده و در واقع گیاه سوزانیده شود. این رطوبت در فرآیند عادی خشک کردن جدا نمی­شود. از همین رو در طی عملیّات خشک کردن گیاهان دارویی، هدف خارج ساختن این نوع رطوبت از گیاه نمی­باشد.

2- رطوبت فیزیکی– شیمیایی: این نوع از رطوبت بر حسب میزان انرژی بین ملکولی به دو دسته رطوبت چسبنده (آب هیگروسکوپیک) و رطوبت پیوسته (آب آغشته) تقسیم می­گردد.

2-1- رطوبت چسبنده: انرژی موجود بین ملکولهای آب در این نوع از رطوبت به نسبت زیاد می­باشد و در زمان خشک کردن نمی­توان به سادگی آن را از گیاه خارج نمود.

2-2- آب پیوسته: این نوع رطوبت در گیاه دارای انرژی بین ملکولی ضعیفتری بوده و به همان نسبت به سادگی از پیکر گیاه خارج می­شود.

3- رطوبت مکانیکی: رطوبت مکانیکی در حقیقت همان آب آزاد با خصوصیّات آب معمولی درون پیکر گیاه بوده و به واسطه میزان انرژی پایین آن به راحتی نیز از گیاه خارج می­گردد. میزان رطوبت مکانیکی در گیاه به اختلاف پتانسیل آب (wψ) میان سلولهای گیاه و کلوئیدهای خاک وابسته است. بر اساس روابط آبی موجود میان دو سیستم مجاور، جهت حرکت آب در دو سیستم توسط پتانسیل اسمزی میان آنها تعیین می­گردد. مقدار انرژی آب در یک سیستم به طور معمول در بیشترین مقدار خود مساوی صفر بوده و به تدریج با حرکت از سمت صفر به سوی اعداد منفی از میزان انرژی آب کاسته خواهد شد. به عبارت دیگر در صورتیکه انرژی آب موجود در سیستم (A) بیش از انرژی آب موجود در سیستم (B) باشد، در اینصورت آب همواره از سیستم (A) به سمت سیستم (B) در جریان خواهد بود. در صورتیکه انرژی آب در پیکر گیاه نسبت به انرژی آب موجود در کلوئیدهای خاک از مقدار عددی منفی­تری برخوردار باشد، در صورت فرآهم بودن رطوبت کافی در خاک، جذب آب در گیاه با سهولت بیشتری صورت می­پذیرد، و لذا میزان این نوع رطوبت نیز در گیاه افزایش خواهد یافت. با توجه به توضیحات ارائه شده خاطر نشان می­گردد که در طی فرآیند خشک کردن گیاه، هدف خارج ساختن رطوبت پیوسته و مکانیکی از درون گیاه می­باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/30ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کنترل کیفی گیاهان دارویی

1- تمیزی و یکنواختی محصول (Cleanliness): این فاکتور نشان دهنده میزان اختلاط اندام تولید شده با مواد خارجی و غیر دارویی نظیر آلودگی به حشرات مختلف و یا وجود پیکر مواد اضافه و غیر آلی در محصول است. برای این منظور معمولاً از آزمونهای فیزیکی مختلف نظیر بکارگیری میکروسکوپهای مناسب استفاده می­گردد. از اینرو برای تعیین کمّی این ویژگی معمولاً از میکروسکوپهای دارای بزرگنمایی (30×) استفاده می­شود.

2- میزان خاکستر (Ash level): این پارامتر میزان ناخالصی­های محصول را مشخص می­سازد. میزان خاکستر محصول عمدتاً از طریق سوزاندن نمونه و برآورد خاکستر بر جای مانده از آن محاسبه می­گردد.

3- میزان شن (Acid insoluble ash: AIA or Sand content): میزان شن نمونه نشان دهنده مقدار اختلاط محصول با مواد خارجی غیر آلی نظیر شن می­باشد. محتوای بالای شن در نمونه، آنرا از نظر کیفی در سطح نازلی قرار داده و از ارزش آن به مقدار زیادی خواهد کاست. 

4- آلودگی به پاتوژن و میکروارگانیسم­ها (Microbiological measures): گیاهان رشد یافته در فضای آزاد معمولاً حاوی مقادیر متفاوتی از میکروارگانیسمهای مضرّ و یا غیر مضرّ هستند. روشهای متفاوتی برای برآورد میزان آلودگی نمونه به این نوع عوامل میکروبی وجود دارد.

5-  بقایای سموم و ترکیبات سمّی (Pesticides / Toxins level): سموم گیاهی بویژه آفلاتوکسینها و اُکراتوکسینهای نوع (A) تولید شده توسط انواع مختلف قارچهای بیماریزا یکی از موارد مورد بحث در اندازه­گیریهای کیفی گیاهان دارویی هستند. استفاده از (HPLC) یکی از مرسومترین روشهای ارزیابی میزان آلودگی محصول به این سموم است. برای اندازه­گیری میزان باقیمانده آفت­کُشها در گیاهان دارویی بسته به نوع ماده شیمیایی مورد نظر، از روشهای (GC) و یا (HPLC) استفاده می­گردد.

6- اندازه ذرات خرد شده (Mesh / Particle size): بسیاری از گیاهانی که از آنها به عنوان ادویه استفاده می­گردد، باید به منظور توزیع و پخش ساده­تر و بهتر در محصول غذایی نهایی، به صورت پودر شده درآیند. به علاوه خرد کردن این گیاهان در پخش بهتر رایحه آنها موثر است. بر این اساس اندازه ذرات خرد شده این گیاهان در ارزیابی­های کیفی محصول مورد نظر همواره مدّ نظر بوده است. برای این منظور باید در حدود 95 درصد محصول از یک غربال دارای اندازه استاندارد گذر کند تا محصول از نظر کیفی مورد تایید قرار گیرد.

7- درصد رطوبت (Moisture content): تعیین میزان رطوبت و بنا به تعریفی دیگر میزان رطوبت  مفید (Water availability: Aw) نمونه از مهمترین فرآیندهای کنترل کیفی محصولات دارویی است. مقدار استاندارد این پارامتر در حد 6/0 برآورد شده است. اندازه­گیری میزان رطوبت نمونه یکی از مهمترین بخشهای کنترل کیفی است، چراکه رطوبت، درصد بسیار زیادی از وزن نمونه را به خود اختصاص می­دهد. از سوی دیگر وزن نمونه یکی از مهمترین ملاکهای تعیین قیمت محصول می­باشد. بنابراین رطوبت در نمونه نباید از سطح قابل قبولی بیشتر باشد. این امر زمانی ارزش و اهمیّت خود را بیشتر نمایان می­سازد که محصول از قیمت پایه زیادی برخوردار باشد و بعلاوه در مقیاس زیادی معامله گردد. در اینصورت وجود حتی یک درصد رطوبت اضافه در محصول نیز تاثیر زیادی بر قیمت آن بر جای خواهد گذارد. به طور کلی میزان رطوبت استاندارد در محصول بر حسب نوع محصول متفاوت است، امّا این میزان باید در حدّی باشد که به ارزش ترکیبات شیمیایی موجود در محصول صدمه­ای وارد نگردد. در مجموع و با در نظر گرفتن کلیّه ملاحظات، سطح رطوبت قابل قبول محصول در حدود  12-11 درصد در نظر گرفته می­شود. اگرچه مقادیر کمتری (10-5 درصد) نیز در منابع ذکر شده­اند. این امر بویژه در مورد محصولاتی که جاذب رطوبت هستند و یا در معرض آن به سرعت کیفیّت خود را از دست می­دهند مصداق بیشتری می­یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کاربرد هورمون های گیاهی
واژه هورمون به موادمعینی اطلاق می شود که در بخشی از موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثرات فیزیولوژیکی محسوسی در دیگر قسمتهای آن به جا می گذارد و در تراکم های بسیار کم فعالند.این تصور کلی در اصل در قلمرو فیزیولوژیکی حیوانی بوجود آمده و این واژه هورمون از ریشه یونانی به معنی تهیج کردن گرفته شده است. در گیاهان ترکیبات مترادف ولی از نظر شیمیایی کاملاً متفاوت یافت می شود و واژه هورمون بطور صحیح آنها را در بر می گیرد هورمون های گیاهی که اغلب فیتو هورمون خوانده می شود در بافتهای مریستمی و یا لااقل جوان از هر نوع ساخته می شوندو غالبا اثرخود را پس از انتقال می گذارندکه تا حدودی دورتر از بافتی که ساخته شده اند. هورمون ها با آنزیم ها و تیامین ها و DNA در این خاصیت مشترکند که به غلظت بسیار کم یا ناچیزباعث ایجاد اثرات فیزیولوژیکی عمیق می شوند. اصولاً واژه هورمون باید به ترکیباتی محدود شود که به طور طبیعی در درون موجود زنده ساخته می شود لذا در تعریف هورمون گیاهی می توان گفت مواد آلی می باشد که مواد غذایی نبوده و توسط گیاهان تولید می شود و در غلظت های کم فرآیند فیزیولوژیکی را تنظیم می کند .آنها در درون گیاه، از محل تولید به محل اثر، انتقال می یابد اما گاهاً موادی که معلوم نیست در گیاه وجود داشته باشد اثرات مشابه و بعضی اوقات عیناً نظییر یکی از هورمون های طبیعی گیاهی را دارندکه از نام نهادن هورمون گیاهی می بایست خود داری نمود بلکه واژه برتر برای این چنین ترکیباتی که اثر هورمون مانندروی گیاه دارند تنظیم کننده رشد می باشد و در تعریف آن می توان گفت ترکیبات سنتزشده یا هورمون های گیاهی هستند که فرآیند های فیزیولوژیکی را تغییر می دهد این مواد تقلید کردن از هورمون ها ، تاثیر روی (سنتزشدن) هورمون ها و از بین بردن و یا انتقال و یا (به احتمال) تغییر دادن محل تاثیر هورمونی رشد را تنظیم می کند . با این وصف برای متمایز کردن آنها می توان گفت تمام هورمون ها ، تنظیم کننده رشد هستند اما تمام تنظیم کننده های رشد هورمون نیستند.
در حال حاضر در دنیا پنج گروه مختلف هورمون های گیاهی شناخته شده که بسیاری از آنها دارای کاربرد های عملی متعددو مهمی در کشاورزی بویژه باغبانی هستند این گروه ها عبارتند از: آکسین ها ، جیبرلین ها ، سایتو کنین ها ، اتیلن . لگاماها( مواد بازدارنده).
• آکسین:
اولین گروه هورمون گیاهی هستند که کشف شدند و مورد استفاده قرار گرفته. ماهیت هورمونی آنها بطور روشن در آزمایشی که برای اولین بار توسط وانت در سال 1928 انجام گرفت در کولئوپتیل یولاف از گیاهان تیره غلات نشان داده شده و در غلظت کمتر از 10*1مولار می توان به کار برد طبیعی ترین ترکیبی که در گیاهان شاخته شده است اسید ایندول -3- استیک (IAA) می باشد که احتمالاًدر گیاهان از اسید آمینه تریپتو فان ساخته می شود . مراکز عمده ساخته شدن آکسین بافت های مریستمی انتهایی از قبیل جوانه های در حال باز شدن ، برگهای جوان ، نوک ریشه ، گلها یا گل آذین روی ساقه گلدار می باشد و نحوه انتقال آکسین در اندامهای جوان از بالا به پایین و در اندامهای پارانشیمی در داخل آوند های آبکشی انجام می گیرد و در ریشه هم از نوک ریشه به سمت بالای ریشه صورت می گیرد. از آکسین های مصنوعی می توان به اسید -نفتالین- استیک، اسید ایندول -3- بوتیریک ، اسید 2-4-در کلرو فنواکسی استیک ، اسید نفتاکسی استیک و اسید تریو یدوبنزوئیک اشاره نمود . اسید ایندول استیک بعنوان هورمون طبیعی در اثر آنزیم هایی ازقبیل اکسیدازها و فنولاز ها تجزیه می شود.قابل ذکر است بکار بردن غلظت های نسبتاً زیاد آکسین ها همچنین منجر به نقایصی در گیاهان از قبیل تغییر شکل برگ، ساقه و ریشه، رنگ پریدگی برگها ٍ جلوگیری از طویل شدن ریشه ها یا باز شدن گلها و ایجاد ورم و آماس می شود.
نقش اکسین در گیاه:
1- طویل شدن سلولها و اندامها: اولین اثر آکسین ها می باشد که افزایش غلظت آکسین شدت طویل شدن سلولها را به همراه دارد.اما اثر بازدارندگی نیز دارد یعنی آکسین با همان غلظتی که سبب تشدید طویل شدن اندامها هوایی را دارد طویل شدن ریشه را کند می سازد.
2- نور گرایی(فتوتروپیسم):این اثر که بیشتر بصورت خمیدگی در گیاه می باشد بعلت توزیع نامتقارن اکسین در اندام مربوط قابل ملاحظه می باشد خمیدگی مزبور ناشی از این است رشد در سمت نزدیک به نور تا حدودی کند و رشد سمتی که به دور از آن است شدید تر است.
3- زمین گرایی: در ریشه نظییر ساقه که رشد افقی دارد تجمع زیادتر اکسین در نیمه زیرین رشد ریشه را کند کرده و سبب خمیدگی می شود.
4- فعال ساختن لایه زاینده: فعالیت لایه زاینده بوسیله آکسین ها که در درون ساقه از بالا به پایین و از جوانه های در حال رشد حرکت می کند تجدید می شود.
5- ایجادگل: آکسین گل دادن بعضی از گیاهان روز بلند به شرط آنکه دوره فتوپریود به اندازه کافی برای گلدهی گیاهان طولانی باشد تسریع می نماید.مانند سیلن و بذرالبنج از طرفی گلدهی در برخی گیاهان روز کوتاه در صورت استعمال آکسین در دوره تاریکی متوقف می نماید.
کاربرد آکسین در باغبانی:
1- تنک کردن و جلوگیری از ریزش گل و میوه:پایدار ماندن میوه های در حال رشد ، گلها و برگهای جوان که از منابع مهم تولید آکسین به شمار می روند بر روی گیاه بستگی به تعادل بین میزان آکسین داخلی آنها و مقدار آکسین دارد.هر گاه به دلیلی این تعادل به بخورد در محل اتصال دمبرگ یا دمگل یا میوه به ساقه یک لایه چوب پنبه ای به نام لایه سواگر ایجاد می گرددو اندام مربوطه از گیاه جدا می شود و ریزش می کند این موضوع در باغبانی بویژه در میوه کاری دارای اهمیت می باشد. چرا که درختان میوه چندین برابر توانایی خود گل تولید می کنند و اگر همگی تبدیل به میوه شوند اولاً: میوه های ریز و نامرغوبی تولید می شود ثانیاً : درخت ضعیف می شودو نهایتاً نه تنها بسیاری از میوه ها بعلت عدم تغذیه کافی ریزش خواهند کرد. از طرفی امکان عدم تشکیل جوانه گا برای سال بعد وجود دارد لذا جهت جلوگیری از این امر استفاده به موقع از محلولهایی اکیسینی که گلها ی ضعیف تر را وادار به ریزش می کند مفید می باشد و به این عمل تنک کردن گفته می شود.
2- تولید بافت پینه ای : اثبات شده است که قدرت تولید پینه در گیاهان مختلف رابطه مستقیمی با میزان اکسین یاخته های ناحیه زخم شده آنها دارد لذا زخم هایی که به دلیل مختلف مانند هرس ، قلمه گیری در گیاه بوجود می آید و استفاده از آکسین جهت تقسیم یاخته های پارانشیم ناحیه زخمی برای ایجاد بافتی یکنواخت و تر میم محل زخم موثر می باشد.
3- ریشه دار کردن قلمه ها: پژروهش ها حاکی از آن است که قدرت ریشه زایی آکسین با غلظت آکسینی که در یاخته ها ی بافت پینه ای ناحیه ته تیل یافت می شود ارتباط مستقیم دارد لذا استفاده از آکسین در ریشه زایی قلمه ها موثر می باشد اما دو نکته لازم تذکر است:
الف- اگر قلمه گرفته شده اصولاً قدرت ریشه زایی نداشته باشد نمی توان آن را با استفاده از هورمون وادار به این کارکرد.
ب- اثر آکسین صرفاً برای تولید سر آغازه های ریشه است و اگر این ماده مدت زیادی در محیط کشت باقی بماند از رشد ریشه ها ی تولید شده جلوگیری می کند.
4- جلوگیری از رشد نرک ها و پاجوش ها : در گیاهان بعد از هرس شدید تعدادی شاخه غیر بارور به نام نرک تولید می شود که بعلت عدم میوه دهی می بایست هرس شوند لذا اگر محل زخم پیرایش را با محلول یک درصد اسید نفتالین استیک محلول پاشی شود از رشد نرک ها جلوگیری می شود قابل ذکر است که از آکسین برای جلوگیری از رشد پاجوش ها نیز بکار می رود.
5- گل انگیزی و تولید میوه: محلول پاشی گیاهان با آکسین قبل ازاینکه شرایط طول روز برای گل دادن مناسب شود باعث گل می شود مانند آناناس و از طرفی در تولید میوه برخی گیاهان بویژه فلفل و جالیز ها موثر می باشد.
6-پارتنوکارپی: در گیاهانی که میوه آنها هم ناشی از لقاح و هم ناشی از بکرباری (میوه های بدون هسته) در صورت گرده افشانی کافی می توان با کاربرد آکسین وادار به تولید میوه نمود.
7- رشد طولی شاخه و چیرگی انتهایی : آغشته کردن جوانه انتهایی به آکسین چیرگی انتهایی را تشدید کرده و باعث ایجاد شاخه های بلند و ترکه ای می شود. برعکس موادی که کار آکسین را خنثی می سازند یا با از بین بردن جوانه های انتهایی می توان مانع تولید آکسین شد و گیاه را وادار به تولید شاخه فرعی متعدد و بوته ای شده کرد.
8- کاهش ترک خوردگی میوه گیلاس: میوه های درخت گیلاس بعد از بارندگی اصولاً ترک خورده می شوند که با مصرف ترکیب مناسب از آکسین از این امر یا پدیده می توان جلوگیری کرد.
• جیبرلین :
علامت اولیه بیماری باکانا(Dakanae) یا نشاء احمق برنج که گیاهان آلوده از گیاهان سالم بلندتر بودند توسط متخصصان ژاپنی کشف شده که عامل آن را قارچ ژیبرلا فوجیکوری از گروه آسکومیستها (کیسه دار) بود و در سال 1938 ماده متبلوری از این عصاره بدون قارچ محیط کشتی که این قارچ در آن رشد کرده بوده کشف شد که اثر این محلول جیبرلین نامیده شد.
نواحی عمده ساخته شدن جیبرلین در گیاهان برگهای مریستمی ، نوک ریشه ، بذر های در حال رشد می باشد و انتقال این هورمون در گیاهان کاملاً بطور آزاد و هم در آوند آبکش و هم در آوند چوبی روی می دهد. جیبرلین ها گروه های مشخصی از هورمون های گیاهی است که بسیار به هم شبیهند و فرمول اسید جیبرلیک GA یکی از بهترین و معروفترین این گروه می باشد.
نقش جیبرلین در گیاه:
1- طویل شدن سلولها: جیبرلین ها همانند اکیسن در طویل شده اندامهای گیاهی نقش بازی می کنند
2- اثر روی گل دادن :برخی از جالبترین اثرات جیبرلین ها روی گل دادن گیاهان است بطوری که همانند اکسین ها در گیاهان روز بلند باعث تولید گل و از طرفی در روی گیاهان روز کوتاه باعث توقف گلدهی می شود.
3- طویل شده وتشکیل ریشه ها: برخی جیبرلین ها به غلظت مناسب لااقل در بعضی گونه ها به طویل شده ریشه کمک می کنند و از طرفی دیگر در اثر جیبرلین ها از تشکیل ریشه روی قلمه ها جلوگیری می کند که علت آن خنثی کردن اثر اکسین ها است.
4- رشد برگ: با توجه به اینکه طول موج های کوتاه ناحیه قرمز در ایجاد رشد برگ موثرترین است این هورمون می تواند جایگزین نور قرمز شود.
5- سبز کردن بذر: بذر تعدادی از انواع گیاهان بعد از جذب آن برای اینکه سبز شود قبلاً لازم است که در معرض نور قرار گیرد که در واقع نور قرمز طیف از این نظر موثرترین است که جیبرلین می تواند جایگزین خوبی برای آن باشد و به عبارت دیگردر شکستن دوره خواب بذور جیبرلین جایگزین نور قرمز می شود.
6- شکستن دوره خواب جوانه: شکستن دوره خواب بعضی از گونه های گیاهان چوبی مناطق معتدل تحت کنترل فتوپریود است لذا این هورمون می تواند جایگزین خوبی برای فتوپریود به طول کافی باشد.
7- افزایش طول میان گره ها: استفاده از این هورمون در گیاهان می تواند منجر به افزایش طول میان گره ها شود.
کابرد جیبرلین در باغبانی:
1- مهمترین کاربرد این هورمون در بالابردن میزان محصول انگور است که این عمل بسته به زمان کاربرد هورمون به دوصورت انجام می گیرد .
الف- هورمون پاشی پیش از عمل باروری یعنی حدود 10 روز قبل از ریزش گلبرگها یا کلاهک گل ها صورت می گیرد که این عمل باعث از بین بردن مادگی و تولید حبه های بدون دانه ناشی از بکرزایی می شود ضمناً این عمل با ریزش تعدادی از حبه ها همراه است و در انگورهای دارای تراکم زیاد است مانند یاقوتی باعث باز شدن خوشه و بالا رفتن کیفیت محصول می گردد.
ب- محلول پاشی پس از انجام عمل باروری و تشکیل حبه ها یعنی از زمان ریزش حدود 75 درصد کلاهک ها به بعد انجام می گیرد در این حالت تک حبه های درشت تر شده و محصول ازدیاد می یابد.
2- جیبرلین ها ایجاد میوه های ناشی از بکرزایی را روی گیاهان که بطور طبیعی توانایی این کار داشته باشند افزایش می دهد.
3- بزرگی درشتی میوه: برای تولید میوه های درشت و بهتر و برای جلوگیری از ترک ناشی از بارندگی در میوهای گیلاس استفاده از جیبرلین سه هفته قبل از برداشت موثر و مفیداست.
4- کیفیت میوه: استفاده از این هورمون 4 الی5 هفته قبل از براداشت برروی میوه های آلوده باعث بهبود کیفیت می شود.
5- تاخیر در رسیدن میوه ها: میوه های مانند خرمالو که اگر پیش از رسیدن چیده نشوند به سرعت نرم و فاسد می شوند و یا میوه های پرتقال و لیمو زمانی روی درخت می رسند که عرضه است به بازار زیاد و یا قیمت ها پایین است که غالبا ضرر اقتصادی را به همراه موارد استفاده از هورمون جیبرلین هنگامی که میوه ها هنوز سبز هستند یعنی حدود یکماه قبل از رسیدن مدتی نسبتا طولانی همانطور سبز روی درخت باقی خواهند ماندواز طرفی استفاده از این هومون در گیلاس حدود سه هفته قبل از برداشت و در گلابی چهار هفته قبل از برداشت در دیر برداشت کردن محصول موثر است.
6- جیبرلین در انگور باعث افزایش اندازه حبه می شود و در سیب و گلابی باعث دراز شدن اندازه میوه ها می شود.
7- افزایش گل در خیار گلخانه ای از هورمون جیبرلین استفاده می شود.
8- در افزایش جوانه زنی بذرهای سیب ، گلابی ، فندق ، گیلاس که قبل از جوانه زنی استفاده می شود .
9- برای اصلاح شکل و اندازه میوه سیب در زمان اولین ریزش گلها
10- برای کاهش اثر ویروس زرد در میوه ها مثل آلبالو که 15الی 15 روز پس از ریزش گلبرگها استفاده می شود.
11- برای وارد کردن گیاهان روزبلند به گلدهی در شرایط روز کوتاه و گیاهان روزکوتاه در روز بلند از این هورمون استفاده می شود.

• سایتو کنین:
در سال 1955 دانشمندی بنام میلر موفق شدکه از DNA تجزیه شده اسپرم شاه ماهی اولین انگیزننده تقسیم یاخته ای را جدا کندو آن را کنین نام نهاد و بعدها معلوم شد که این ماده مصنوعی در گیاه وجود ندارد و اولین ماده طبیعی استخراج شده از گیاه که در واقع سیتو کنین طبیعی می باشد از بذر ذرت به دست آمده که آن را زآتین نامیده شد. زآتین یکی از فعالترین سایتوکنین شناخته شده است که دارای اثرات رونق بخشی دارد که مهمترین آن تقسیم سلولی است . سایتوکنین ها بطور عمده در مریستم های انتهایی ریشه ، گل آذین ها ومیوه های در حال رشد ساخته می شود. . سایتوکنین ساخته شده در نوک ریشه بوسیله شیره خام آوند های چوبی و در بخش های بالایی گیاه توسط آوند های آبکشی بسمت پایین انتقال می یابد.
نقش سایتوکنین در گیاه:
1- بزرگ شدن و طویل شده سلولها: سیتوکنین ها در مرحله طویل شدن سلول یا بزرگ شده آن رشد تاثیر می گذارد ولی اینکه اثر رونق بخشی یا باز دارنده است بستگی به اندام مربوط نوع بخصوص سایتوکینین و غلطت آن دارد.
2- ایجاد جوانه گل و نمو آن: در برخی از گیاهان افزایش نسبت سایتوکنین به اکسین سبب پیدایش جوانه ها و در نتیجه شاخه های برگدار می شود.
3- تشکیل ریشه: سایتوکنین با غلظت خیلی کم به تشکیل ریشه کمک کرده ولیکن در غلظت زیاد از تشکیل آن جلو گیری می کند.
4- پیری دیر رس: این هورمون پیری را در برگها با غلظت نسبتاً کم به تاخیر می اندازد و از ریزش گلهای و برگه و میو ها جلوگیری می کند.
5- پارتنوکارپی: جیبرلین همانند هورمون های گروه آکسین و جیبرلین باعث پارتنوکارپی می شوند.
6- تاثیر روی گل دادن: سایتوکنین باعث تولید گل در گیاهان روز بلند شرایط روز کوتاه و برعکس می شود.
7- شکستن دوره خواب بذر: سایتوکنین ها در غلظت مناسب با جیبرلین ها و نور قرمز خاصیت شکستن دوره خواب بذور حساس به نور را دارد.
کاربرد در باغبانی:
1- کاربرد سایتوکنین در کشت بافت جهت تولید گیاهانی مانند داودی، میخک که هم اکنون بطور تجاری در سطح بزرک انجام می گیرد.
2- بکار گیری جهت بی اثر کردن چیرگی اتنهایی در گلکاری مانندحسن یوسف ، فلفل زینتی، و تولید بوته های منشعب و متراکم و بازار پسند.
3- طولانی کردن عمر گلهای بریدنی و سبزیها برگی در مراحل بعد از برداشت.
4- استفاده از این هورمون در اوایل تابستان می تواند باعث شاخه زایی می شود.
5- بکارگیری این هورمون در سیب 10 روز بعد از اینکه باز شدند باعث تولید میو هایی دراز تر خواهد شد.
6- خیساندن بذور در محل سایتو کنین یک روز قبل باعث افزایش جوانه زنی می شود.
7- محلول پاشی با سایتوکنین روی برگها نسبت رشد ریشه به شاخه را کاهش می دهد در حالی که کاربرد آن روی ریشه این نسبت را افزایش می دهد.
8- جایگزین سرمای مورد نیاز درختانی باشد ریشه هایشان در معرض سرما قرار نگرفته اند.
9- رشد اولیه تخمدان در میوه ها را باعث می شود.
10- ریزش میوه در نهالهای جابجا شده می تواند به علت کمبود سایتوکنین باشد.
11- بوجود آوردن جوانه های اتفاقی روی شاخه های درختان میوه و همچنین وتبدیل پیچک به خوشه در درخت انگور.
12- سایتو کنین دوره نونهالی را را در در ختان میوه کو تاه می کند.
13- هورمون سایتو کنین رقابت بین رشد مریستم انتهایی شاخه و رشد میوه را می شکندوباعث رشد بهتر میوه ها می شود.
14- سایتو کنین ها فعالیت جوانه های جانبی را در شاخه ها را افزایش داده و باعث تولید و ایجاد شاخه های فرعی در درختان میوه شده که این ناشی از شکستن غالبیت انتهایی و نتیجتاً کاهش رشد طولی می باشد.
15- هومورن سایتوکنین در حرکت بخشیدن مواد غذایی موثر است بطوری که این ماده به عضوهایی میوه ها و برگها و غده های جوان که خود تولید کننده هورمون هستند انتقال می یابد.
• اتیلن:
این هورمون که هورمون پیری نام گرفته است معلوم شده است که بصورت گاز اتیلن در بافتهای گیاهی شاخه شده و مانع از رشد ریشه و ساقه گردیده و پیری و ریزش برگهای را تسریع می کند و از طرفی نمو جوانه های جانبی را به تاخیر انداخته و اصولا همه صفات خاص یک هورمون را دارا می باشد اتیلن در شرایط عادی یعنی درجه حرارتهای معمول بصورت گاز است و با توجه به اینکه خواص معینی از خودشان نشان می دهد اتیلن همچنین ممکن است از گیاه خارج شود و رشد و فعل انفعال های فیزیو لوژیکی گیاهان را مجاور را تحت تاثیر قرار دهد و برخلاف سایر هورمونهای گیاهی که در نقاط خاصی تولید می شود این هورمون به صورت موضعی در هر نقطه ای از گیاه ممکن است تولید شود و حرکت آن در داخل بافتها بصورت انتشار گاز می باشد و تحت تنش های فیزیکی در قسمتهای زیادی از گیاه ساخته می شود.
اثرات اتیلن در گیاه:
برگ بسیاری از گونه ها در معرض غلطت های بسیار کم اتیلن اپینایتی(گرایش به پایین) از خود نشان می دهد. اصولاً غلظت لازم برای ایجاد اپیناستی خیلی کمتر از غلظتی است که برای ریزش برگ می شود.
2- زمین گرایی افقی: استفاده از اتیلن در برخی گیاهان که شاخه های آنها معمولاً عمودی رشد می کند و زمین گرایی منفی دارد در جهت افقی رشد می کند.
کاربرد در باغبانی:
1- رسیدن کامل و توسعه رنگ میوه روی درخت و داخل انبار.
2- در غلظت بالا باعث تحریک و ریزش برگ و میوه می شود.
3- آغاز تشکیل جوانه گل را تحریک می نماید.
4- باعث تولید صمغ در بعضی از گونه ها و هم آهنگ با آکسین از نمو جوانه جانبی جلوگیری می نماید.
5- بکاربردن اتیلن در روی میوه هایی که هنوز به حد کامل نرسیده اند مانند خرمالو، موز و طالبی باعث تسریع در رسیده می شود و از طرفی باعث ترکیدن پوست میوه ها می شود و مصرف آن باعث رنگ پذیری بهتر در گوجه فرنگی، مرکبات ، هلو، انگور، گیلاس، آلوو آلبالو می شود.
6- استفاده از اتیلن حدود 10 روز قبل از برداشت در غلظت بالا باعث تحریک ریزش میوه می شود مانند میوه های سیب، گلابیٍ، گیلاس، آلو و هلو.
7- اتیلن در آناناس باعث تولید گلدهی وبروز جنسیت در خیاربصورت عکس هورمون جیبرلین باعث افزایش تولید گل ماده نسبت به گل نر می شود.
8- اتیلن در غلظت های کم باعث تحریک جوانه زنی و در غلظت های زیاد باعث جلوگیری از جوانه زنی می شود.
9- اتیلن بازار پسندی محصولات مختلف را افزایش داده ودر گوجه فرنگی از مرحله گرده افشانی تا زمانیکه سبز و بالغ می شود باعث افزایش محصول می شود.
10- نظر به اینکه صرفه جویی در نیروی کار لازم در برداشت مکانیزه و رسیدن همزمان محصول یک امر مهم و موثر می باشد استفاده از این هورمون مفید و حائز اهمیت می باشدمانندگردو، آلبالو، گیلاس و هلو
11-مصرف این هورمون در اوایل پائیز در میوه هایی هسته دار مانند هلو، گیلاس، شکفتن جوانه های را به تعویق انداخته و از سرمای بهاره محفوظ می دارد.
12- این هورمون می تواند جایگزین در طول روز باشد بطور مثال درپیاز خوراکی که جهت تولید پیاز نیاز به روز بلند دارد با مصرف این هورمون می توان آن را در شرایط روز کوتاه وادار به گلدهی کرد.
13- باتوجه به اینکه در صورت کمپوت سازی باید میوه های بدون دم باشند لذا استفاده از این هورمون در میوه هایی مانند گیلاس و آلبالو حائز اهمیت است.
سایر موارد:
• اتیلن باعث افزایش میزان شیرابه در ختان کائوچو که در صنایع لاستیک سازی اهمیت دارد.
• باعث کوتاهی دوره نونهالی در درختان میوه می شود.
• باعث افزایش مقاومت محصولات انباری می شود.
• باعث افزایش تعدادشاخه های گل دهنده در گل داودی می شود.
بازدارنده ها:
دسته ای ازهورمون های گیاهی هستند که به دو دسته طبیعی و مصنوعی تقسیم می گردند . گروه طبیعی تنها شامل اسید آبسیزیک است که در تمام گیاهان وجود دارد و گروه مصنوعی خود به چهار دسته گروه:1- بازدارنده های رشد 2- موادکند کننده رشد 3- مورفکتین 4- مواد شاخه زا
1- اسید آبسیزیک : حدود دهه 1960 دو ماده بنام های طور همزمان بنام های دورمین و آبسایزین از بافتهای مختلف گیاهی استخراج گشت بررسی های نشان داد که اولاً هر دو آنها در حقیقت یکی هستند که اسید آبسیزیک نامیده شد ثانیاً مهمترین قسمت بازدارنده های بتا را تشکیل می دهند. اسید آبسیزیک از سایر بازدارنده های طبیعی گیاهان حدود یکصد مرتبه قویتر است و فرآیند هایی مانند رکود بذرها، جوانه ها و نیز ریزش اندام ها را کنترل می کند . این اعمال مشخصاً به همراهی سایر هورمون ها انجام می پذیرد . بدین معنا که عوامل محیطی مانند کمبود مواد معدنی ، خشکی خاک ، روزهای کوتاه و سردی هوا که باعث ایجاد رکود می شوند باعث افزایش اسید آبسیزیک و کم شدن جیبرلین ها نیز می شوند و عواملی ماند روزهای بلند و سرمای زمستانه که رکود را از بین می برند عکس این عمل را انجام می دهند . (میزان اسید آبسیزیک در گیاه تحت تاثیر کمبود آب ، اکسیژن و مواد غذایی مورد نیاز گیاه می باشد.) تغییرات سریع غلظت از مشخصات خاص این بازدارنده است بدین معنی که وقتی گیاه تحت تاثیر کمبود های آب ، اکسیژن و مواد غذایی قرار بگیرد. میزان اسید آبسایزیک به سرعت بالا می رود و پس از برطرف شدن طی دو روز به حالت عادی بر می گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

کلوس با نام علمی Kelussia odoratissima Mozaff یکی از گیاهان مرتعی و بومی ایران است که از ارزش های ویژه ای برخوردار است.در گزارش های مختلف با نام Amirkabiria odoratissima, Apium graveolens و Opopnnax sp آمده است. این گیاه از تیره چتریان بوده و ارتفاع آن به 120 تا200 سانتی متر می رسد. این گیاه دارای ریشه ای راست و دوکی شکل می باشد. برگها دارای بریدگی های پنجه ای شکل ودر قاعده دارای دمبرگ بلند و بودن غلاف. گل آذین چتر و گل ها به رنگ زرد می باشد. رویشگاه های طبیعی کلوس بیشتر شامل ارتفاعات و مناطق برفگیر ناحیه زاگرس مرکزی می باشد. کلوس به طور کلی در مناطق با حداقل ارتفاع 2500 متر ار سطح دریا که سالانه به طور متوسط  بیش ار 450 میلی متر بارندگی داشته باشد، به خوبی رشد میکند. حداکثر دما در طول رشد رویشی گیاه به ندرت از 20 درجه سانتی گراد تجاوز می کند.

در حال حاضر رویشگاه های طبیعی کلوس به قطعلت کوچکی در استان های اصفهان (شهرستان فریدونشهر)، لرستان، چهارمحال و بختیاری ( کوهرنگ، شیخ علی خان)، کهگلویه و بویراحمد (بخش دیشموک) و خوزستان (منگشت) محدود می شود.

 ایروانی، م. و ز. جابرالانصار. 1384. کرفس کوهی. ناشر پیام سبز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/19ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  | 

ترکیبات مهم گیاهان دارویی

روغنهای فرار: مواد عطری ، درمان بخش تمیز کننده، ضد عفونی کننده، محرک اشتها ، هضم کننده غذا ، ضد درد ، ضد نفخ معده و روده و ضد اسپاسم عضلانی می‌باشند.

آلکالوئیدها: انواع مواد مخدر از جمله مرفین ، کدئین و کوکائین در شمار آلکالوئیدها هستند. هر کدام از این مواد نقش مخصوص و معین د درمان بیماریها دارند.

مواد پروتئینی: مواد پروتئینی از ترکیب اسیدهایآمینه ایجاد شده‌اند نصف اسیدهای آمینه را انسان قادر به سنتز آنها نیست و باید توسط تغذیه گیاهی و جانوری وارد بدن شوند.

مواد تلخ مزه: بسیاری از گیاهان دارای مزه تلخ مزه هستند مانند کاسنی که خواص دارویی و درمانی دارد. مواد تلخ مزه غیر سمی محرک اشتها بوده و تحرک کننده بسیاری از اندامهای برای فعالیت بیشتر مانند کبد و کیسه صفرا هستند.

فلاونوئیدها: فلاونوئیدها مواد موثری هستند که عمدتا در گیاهان عالی یافت می‌شوند این مواد انواع سموم در بدن را خنثی می‌کنند.

تاننها: خاصیت ضد درد دارند، لثه‌ها و پوست دهان را محکم و تمیز می‌کنند. اثر مثبت روی جدار معده و روده‌ها دارند.

مواد لعاب‌دار: وظیفه این مواد این است که مایعات را به این مواد متصل می‌کنند. این مواد موجب کاهش کلسترول خون می‌شوند. گیاه پنیرک ، ختمی و بارهنگ ، غنی از مواد لعاب‌دار هستند.

از دیگر مواد موجود در گیاهان دارویی‌ می‌توان به ویتامینها ، اسیدهای گیاهی و قندها اشاره کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/27ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط مهدی قاسمی نافچی  |